シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 857 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۵۷

  1. گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند کاری که بی‌تو گیرم والله که زار ماند

G857:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند·کاری که بی‌تو گیرم والله که زار ماند
  2. 2 گر خمر خلد نوشم با جام‌های زرین·جمله صداع گردد جمله خمار ماند
  3. 3 در کارگاه عشقت بی‌تو هر آنچ بافم·والله نه پود ماند والله نه تار ماند
  4. 4 تو جوی بی‌کرانی پیشت جهان چو پولی·حاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند
  5. 5 عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی·با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند
  6. 6 پیش آ بهار خوبی تو اصل فصل‌هایی·تا فصل‌ها بسوزد جمله بهار ماند

ganjoor: sh857 · public domain