シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 857› 対句 6 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۵۷
- پیش آ بهار خوبی تو اصل فصلهایی تا فصلها بسوزد جمله بهار ماند
G857:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند·کاری که بیتو گیرم والله که زار ماند
- 2 گر خمر خلد نوشم با جامهای زرین·جمله صداع گردد جمله خمار ماند
- 3 در کارگاه عشقت بیتو هر آنچ بافم·والله نه پود ماند والله نه تار ماند
- 4 تو جوی بیکرانی پیشت جهان چو پولی·حاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند
- 5 عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی·با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند
- 6 پیش آ بهار خوبی تو اصل فصلهایی·تا فصلها بسوزد جمله بهار ماند
ganjoor: sh857 · public domain