シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 859› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۵۹
- هرگز غلام خود را نفروشد و نبخشد تا چیست اینک او را بازار مینماید
G859:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 نی دیده هر دلی را دیدار مینماید·نی هر خسیس را شه رخسار مینماید
- 2 الا حقیر ما را الا خسیس ما را·کز خار میرهاند گلزار مینماید
- 3 دود سیاه ما را در نور میکشاند·زهد قدیم ما را خمار مینماید
- 4 هرگز غلام خود را نفروشد و نبخشد·تا چیست اینک او را بازار مینماید
- 5 شیریست پور آدم صندوق عالم اندر·صندوق درشدست او بیمار مینماید
- 6 روزی که او بغرد صندوق را بدرد·کاری نماید اکنون بیکار مینماید
- 7 صدیق با محمد بر هفت آسمانست·هر چند کو به ظاهر در غار مینماید
- 8 یکیست عشق لیکن هر صورتی نماید·وین احولان خس را دوچار مینماید
- 9 جمله گلست این ره گر ظاهرش چو خارست·نور از درخت موسی چون نار مینماید
- 10 آب حیات آمد وین بانگ سیلابست·گفتار نیست لیکن گفتار مینماید
- 11 سوگند خورده بودم کز دل سخن نگویم·دل آینهست و رو را ناچار مینماید
- 12 شمس الحقی که نورش بر آینهست تابان·در جنبش این و آن را دیوار مینماید
- 13 هر طبله که گشایم زان قند بیکرانست·کان را به نوع دیگر عطار مینماید
ganjoor: sh859 · public domain