シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 859 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۵۹

  1. روزی که او بغرد صندوق را بدرد کاری نماید اکنون بی‌کار می‌نماید

G859:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 نی دیده هر دلی را دیدار می‌نماید·نی هر خسیس را شه رخسار می‌نماید
  2. 2 الا حقیر ما را الا خسیس ما را·کز خار می‌رهاند گلزار می‌نماید
  3. 3 دود سیاه ما را در نور می‌کشاند·زهد قدیم ما را خمار می‌نماید
  4. 4 هرگز غلام خود را نفروشد و نبخشد·تا چیست اینک او را بازار می‌نماید
  5. 5 شیریست پور آدم صندوق عالم اندر·صندوق درشدست او بیمار می‌نماید
  6. 6 روزی که او بغرد صندوق را بدرد·کاری نماید اکنون بی‌کار می‌نماید
  7. 7 صدیق با محمد بر هفت آسمانست·هر چند کو به ظاهر در غار می‌نماید
  8. 8 یکیست عشق لیکن هر صورتی نماید·وین احولان خس را دوچار می‌نماید
  9. 9 جمله گلست این ره گر ظاهرش چو خارست·نور از درخت موسی چون نار می‌نماید
  10. 10 آب حیات آمد وین بانگ سیلابست·گفتار نیست لیکن گفتار می‌نماید
  11. 11 سوگند خورده بودم کز دل سخن نگویم·دل آینه‌ست و رو را ناچار می‌نماید
  12. 12 شمس الحقی که نورش بر آینه‌ست تابان·در جنبش این و آن را دیوار می‌نماید
  13. 13 هر طبله که گشایم زان قند بی‌کرانست·کان را به نوع دیگر عطار می‌نماید

ganjoor: sh859 · public domain