シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 891 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۹۱

  1. هر چه بمردند پار حشر شدند از بهار آمد میر شکار صید شکاران رسید

G891:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید·جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسید
  2. 2 زحمت سرما و دود رفت به کور و کبود·شاخ گل سرخ را وقت نثاران رسید
  3. 3 باغ ز سرما بکاست شد ز خدا دادخواست·لطف خدا یار شد دولت یاران رسید
  4. 4 آمد خورشید ما باز به برج حمل·معطی صاحب عمل سیم شماران رسید
  5. 5 طالب و مطلوب را عاشق و معشوق را·همچو گل خوش کنار وقت کناران رسید
  6. 6 بر مثل وام دار جمله به زندان بدند·زرگر بخشایشش وام گزاران رسید
  7. 7 جمله صحرا و دشت پر ز شکوفه‌ست و کشت·خوف تتاران گذشت مشک تتاران رسید
  8. 8 هر چه بمردند پار حشر شدند از بهار·آمد میر شکار صید شکاران رسید
  9. 9 آن گل شیرین لقا شکر کند از خدا·بلبل سرمست ما بهر خماران رسید
  10. 10 وقت نشاط‌ست و جام خواب کنون شد حرام·اصل طرب‌ها بزاد شیره فشاران رسید
  11. 11 جام من از اندرون باده من موج خون·از ره جان ساقی خوب عذاران رسید

ganjoor: sh891 · public domain