シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 971 対句 10 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۷۱

  1. می‌پریدم ز دست او چون تیر دست در من زد و کمانم کرد

G971:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 عشق تو مست و کف زنانم کرد·مستم و بیخودم چه دانم کرد
  2. 2 غوره بودم کنون شدم انگور·خویشتن را ترش نتانم کرد
  3. 3 شکرینست یار حلوایی·مشت حلوا در این دهانم کرد
  4. 4 تا گشاد او دکان حلوایی·خانه‌ام برد و بی‌دکانم کرد
  5. 5 خلق گوید چنان نمی‌باید·من نبودم چنین چنانم کرد
  6. 6 اولا خم شکست و سرکه بریخت·نوحه کردم که او زیانم کرد
  7. 7 صد خم می به جای آن یک خم·درخورم داد و شادمانم کرد
  8. 8 در تنور بلا و فتنه خویش·پخته و سرخ رو چو نانم کرد
  9. 9 چون زلیخا ز غم شدم من پیر·کرد یوسف دعا جوانم کرد
  10. 10 می‌پریدم ز دست او چون تیر·دست در من زد و کمانم کرد
  11. 11 پر کنم شکر آسمان و زمین·چون زمین بودم آسمانم کرد
  12. 12 از ره کهکشان گذشت دلم·زان سوی کهکشان کشانم کرد
  13. 13 نردبان‌ها و بام‌ها دیدم·فارغ از بام و نردبانم کرد
  14. 14 چون جهان پر شد از حکایت من·در جهان همچو جان نهانم کرد
  15. 15 چون مرا نرم یافت همچو زبان·چون زبان زود ترجمانم کرد
  16. 16 چون زبان متصل به دل بودم·راز دل یک به یک بیانم کرد
  17. 17 چون زبانم گرفت خون ریزی·همچو شمشیر در میانم کرد
  18. 18 بس کن ای دل که در بیان ناید·آن چه آن یار مهربانم کرد

ganjoor: sh971 · public domain