بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بیخویشتن شده
人の目を害するもので、自らの満足の目ほど破滅的なものはないことの表明。ただし、その目が神の光によって「それによって私は聞き、それによって私は見る」と変化し、彼の自己が自己でなくなっている場合は別である
- M5:497 پر طاوست مبین و پای بینتا که سؤ العین نگشاید کمین
- M5:498 که بلغزد کوه از چشم بدانیزلقونک از نبی بر خوان بدان
- M5:499 احمد چون کوه لغزید از نظردر میان راه بیگل بیمطر
- M5:500 در عجب درماند کین لغزش ز چیستمن نپندارم که این حالت تهیست
- M5:501 تا بیامد آیت و آگاه کردکان ز چشم بد رسیدت وز نبرد
- M5:502 گر بدی غیر تو در دم لا شدیصید چشم و سخرهٔ افنا شدی
- M5:503 لیک آمد عصمتی دامنکشانوین که لغزیدی بد از بهر نشان
- M5:504 عبرتی گیر اندر آن که کن نگاهبرگ خود عرضه مکن ای کم ز کاه