Lezen Daftar 1 Hoe de koning verliefd werd op de zieke slavinnen en maatregelen nam voor haar herstel Vers 53

M1:53 — از قضا سرکنگبین صَفرا فزود / روغن بادام خشکی می‌نمود

از قضا سرکنگبین صَفرا فزودروغن بادام خشکی می‌نمود
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M1:53

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از بخت بد، سرکنگبین که برای دفع صفرا بود، صفرا را بیشتر کرد. و روغن بادام که برای نرمی و رطوبت بود، خشکی می‌آفرید. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه گاهی اوقات، دواها به جای درمان، بیماری را تشدید می‌کنند و علت‌های ظاهری نتیجه‌ای عکس انتظار می‌دهند، که نشانهٔ نقض علیت طبیعی است.

شرح

این بیت، بی‌هیچ پرده‌پوشی، هستهٔ اندیشهٔ ضدعلیتی مولوی را برملا می‌سازد؛ اندیشه‌ای که در جای‌جای مثنوی تکرار می‌شود و برای فهم جهان‌بینی او بنیادین است. من بی‌هیچ تردیدی این را موضع قطعی مولانا می‌دانم. مولانا بر این باور است که آنچه ما آن را «علت و معلول» می‌نامیم، در حقیقت ضرورتی ذاتی ندارد؛ بلکه نظمی است که خداوند در عالم برقرار کرده است. این نظم، عادت خداوند است، نه یک جبر فلسفی که خدا نیز نتواند آن را نقض کند.

مولانا برای اثبات این مدعا، به قرآن کریم استناد می‌کند و می‌گوید که «ز آغاز قرآن تا تمام، رفض اسباب است و علت والسلام». او معجزات انبیا را مصادیق بارز این «رفض اسباب» می‌داند: آتشی که ابراهیم را نمی‌سوزاند، نیل که برای موسی شکافته می‌شود، عصایی که اژدها می‌گردد. این حوادث نشان می‌دهند که قواعد طبیعی می‌توانند شکسته شوند و ارادهٔ الهی بر همهٔ علل و اسباب چیره است.

در مورد کنیزک بیمار، طبیبان با غرور تمام وعدهٔ درمان می‌دهند، اما غافل از این نکتهٔ ظریف هستند که بر فراز اسباب مادی، اسبابی نامرئی و قدرتی فراتر از برنامه‌ریزی‌های بشر وجود دارد. مولانا در اینجاست که با مثال‌های ملموس، این نقض عادت را تصویر می‌کند: سرکنگبین که به ظاهر باید صفرا را کاهش دهد، آن را می‌افزاید؛ روغن بادام که برای لینت مزاج تجویز می‌شود، خشکی می‌آورد؛ هلیله که مسهل است، یبوست می‌سازد؛ و آب که باید آتش را خاموش کند، مانند نفت، آن را شعله‌ورتر می‌سازد. این‌ها همه برای آن است که پزشکان (و هر انسانی) دریابند که «امورات در این عالم بر وفق ضرورت نمی‌گذرد».

این نگاه مولوی، بسیار شبیه به نظریهٔ «عادت‌گرایی» (Occasionalism) اشاعره است، که معتقدند هیچ ارتباط ضروری بین علت و معلول وجود ندارد و هر بار که اتفاقی می‌افتد، خداوند مستقیماً آن را خلق می‌کند. پیوند اندیشهٔ مولانا با هیوم نیز در اینجا عیان می‌شود. دیوید هیوم، فیلسوف قرن هفدهم، نیز منکر ضرورت علیت در عالم خارج بود و آن را صرفاً «تعاقب و توالی» و «عادت ذهن ما» می‌دانست. یعنی ما چون بارها دیده‌ایم که آب آتش را خاموش می‌کند، عادت کرده‌ایم که انتظار همین را داشته باشیم، نه اینکه ضرورتی در ذات آب برای خاموش کردن آتش وجود داشته باشد.

بنابراین، این بیت نه فقط یک توصیف ساده از یک اتفاق ناگوار پزشکی، بلکه بیانی عمیق از ماهیت علیت در جهان از دیدگاه مولاناست. او می‌خواهد به ما بیاموزد که هیچ‌گاه دنیا را در مشت خود تصور نکنیم و همیشه بدانیم که یک جزء کوچک از عالمیم و قدرت‌های پنهان، همیشه می‌توانند نظم ظاهری را بر هم بزنند. توفیق الهی در این نظام غیر علیتی، معنای غلیظ‌تری پیدا می‌کند: چیزهایی می‌توانند در کنار هم بنشینند و نتیجهٔ دیگری بدهند، اما به مدد توفیق الهی، همان نتیجهٔ مطلوب ما را به بار می‌آورند.

نکات کلیدی

  • مولانا منکر ضرورت ذاتی علیت است؛ جهان بر نظمی تکیه دارد که عادت الهی است، نه جبر فلسفی.
  • قرآن و معجزات انبیا (مثل نسوختن ابراهیم در آتش) شواهد اصلی مولانا برای نقض اسباب ظاهری هستند.
  • گاه داروها نتیجهٔ عکس می‌دهند تا عجز انسان و پزشکان در مقابل ارادهٔ مطلق الهی آشکار شود.
  • نگرش مولانا به علیت شبیه نظریهٔ عادت‌گرایی اشاعره و دیدگاه دیوید هیوم است که علیت را «عادت ذهن» می‌داند.
  • توفیق الهی در این نظام، بسیار عمیق‌تر است؛ زیرا حوادث نه بر ضرورت، بلکه بر ارادهٔ خداوند استوارند.

Sources: d1-s13 · 00:36:34 d1-s13 · 00:42:02 d1-s15 · 52:42:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.