Lezen› Daftar 3› Het verhaal van de slangenbezweerder die een bevroren draak voor dood aanzag, hem in touwen wond en naar Bagdad bracht› Vers 981
M3:981 — گه به گفت و گه به خاموشی و گه / بوی کردن گیر هر سو بوی شه
M3:981
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
برای یافتن حقیقت (یا خداوند)، باید از تمام ابزارها و حواس خود بهره بگیری: گاهی با سخن گفتن و ذکر، گاهی با سکوت و مراقبه، و گاهی با بکارگیری شمّ معنویات برای حس کردن حضور او در همه جا.
این بیت در مقدمهی داستان مارگیر، به سالک و جویندهی راه حق توصیه میکند که در جستجوی خود تکبعدی نباشد. مولانا «طلب» را یک اصل اساسی میداند و در اینجا شیوههای گوناگون آن را برمیشمرد.
«گه به گفت»: اشاره به دعا، ذکر، مباحثه، و طلب دانش از طریق کلام است. این راهِ بیرونی و فعالانه برای جستجوست.
«گه به خاموشی»: طریق مراقبه، تفکر، و سکوت درونی است. گاهی حقیقت نه در گفتن، که در شنیدن و آرام گرفتنِ ذهن آشکار میشود. این راهِ درونی و پذیرنده است.
«گه بوی کردن گیر هر سو بوی شه»: این زیباترین و لطیفترین شیوه است. «بوی» در ادبیات عرفانی نماد ادراک بیواسطه و شمّ روحانی است. همانطور که یعقوب بوی پیراهن یوسف را از فرسنگها حس کرد (که مولانا در ابیات بعدی به آن اشاره میکند)، سالک نیز باید حس معنوی خود را چنان تیز کند که نشانههای حضور «شاه» (خداوند) را در هر پدیده و هر گوشهای از جهان «بو» بکشد و رد آن را بگیرد. این یعنی جستجو فقط به زمان خاص عبادت یا تفکر محدود نمیشود، بلکه باید به یک حالت دائمی و هوشیاری همیشگی در زندگی تبدیل شود.
- شه
- شاه، پادشاه؛ در اینجا کنایه از خداوند یا حقیقت مطلق است.
- گه
- گاهی، بعضی وقتها.
- بوی کردن گیر
- شروع به بوییدن کن، جستجوی بویی را آغاز کن.
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.