Lezen› Daftar 5› Het verhaal van de slavin die geslachtsverkeer had met de ezel van de dame, en ze had hem geleerd om als een mens, maar als een bok of een beer, geslachtsverkeer te hebben. Ze deed een kalebas om de penis van de ezel, zodat het niet over de maat zou gaan. De dame kwam erachter, maar zag het detail van de kalebas niet. Ze stuurde de slavin onder een voorwendsel ver weg en had zelf gemeenschap met de ezel zonder de kalebas. Ze stierf op een schandelijke manier. De slavin kwam laat terug en klaagde: 'O mijn ziel en o mijn oogappel, je zag de penis, maar je zag de kalebas niet. Je zag het mannelijk lid, maar je zag het andere niet.' 'Elke onvolmaakte is vervloekt,' dat wil zeggen, elke onvolmaakte blik en begrip is vervloekt. Anders zijn de onvolmaakte lichamen barmhartig en niet vervloekt. Lees: 'Er is geen zonde voor de blinde,' wat zonde, vloek, berisping en toorn ontkent› Vers 1401
M5:1401 — حرص جوید کل بر آید او ز کل / حرص مپرست ای فجل ابن الفجل
M5:1401
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
این بیت میگوید که طمعورزی و زیادهخواهی سرانجامی جز نابودی ندارد و انسان حریص را به پستی و بیارزشی میکشاند.
این بیت در دل داستان کنیزک و خاتون بیان میشود. خاتون، از روی حرص و شهوت (که اینجا نماد «نفس» سرکش است)، میخواست تمام لذتی را که گمان میکرد کنیزک تجربه میکند، برای خود داشته باشد. او «کل» یا تمامیت آن عمل را دید، اما جزئیات حیاتی آن (کدو) را نادیده گرفت. مولانا این را به یک اصل کلی تبدیل میکند: حرص همیشه «کل» را میطلبد و به دنبال حداکثر لذت و منفعت بدون در نظر گرفتن حدود و شرایط است. اما همین «کُلجویی» یا همهچیزخواهی، در نهایت فرد را نابود میکند («بر آید او ز کل»).
در مصرع دوم، مولانا با لحنی تند و تحقیرآمیز، انسان حریص را «فجل ابن الفجل» (تربچه پسر تربچه) میخواند. این تعبیر کنایه از بیارزشی و پوچی محض است. همانطور که تربچه ریشهای سست و کممایه دارد، انسانی که اسیر حرص است نیز از دید مولانا بیریشه، بیمقدار و پست است. پیام اصلی این است که پرستش حرص، به جای پرستش خداوند، انسان را از مقام انسانی خود ساقط کرده و به موجودی بیارزش تبدیل میکند.
- فجل
- تربچه؛ در اینجا کنایه از انسان پست، بیارزش و بیمایه است.
- بر آید او ز کل
- از همان «کل» یا همهچیزخواهیاش نابود میشود، از میان میرود.
- کل
- همه، تمامیت یک چیز. در مصرع اول به معنای «همهچیز» و در مصرع دوم به معنای «از همهچیز» یا «به وسیلهٔ همهچیز» است.
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.