Lezen› Daftar 5› Een verhaal ook als antwoord aan de fatalist en ter bevestiging van de vrije wil en de geldigheid van geboden en verboden, en de uitleg dat het excuus van de fatalist in geen enkele religie en in geen enkel geloof aanvaard wordt en geen vrijspraak oplevert van de straf voor de daad die hij heeft begaan, net zoals Iblis de fatalist geen vrijspraak kreeg toen hij zei: 'Omdat U mij heeft misleid.' En het kleine duidt op het grote› Vers 3086
M5:3086 — اختیارش زید را قیدش کند / بیسگ و بیدام حق صیدش کند
M5:3086
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
اراده و اختیار انسان، خود تبدیل به ابزاری میشود که خداوند با آن، او را به سوی تقدیرش میکشاند و به دام میاندازد، بدون آنکه به ابزار بیرونی نیازی داشته باشد.
این بیت در میانهٔ بحث پیچیدهٔ مولانا دربارهٔ جبر و اختیار قرار دارد. او در اینجا توضیح میدهد که چگونه قدرت مطلق خداوند با ارادهٔ آزاد انسان جمع میشود. برخلاف یک شکارچی که برای صید به دام یا سگ شکاری نیاز دارد، خداوند برای به سرانجام رساندن ارادهٔ خود، از ابزارهای بیرونی استفاده نمیکند. در عوض، خودِ اختیار و ارادهای که به انسان (در اینجا «زید» به عنوان نمونه) بخشیده است، تبدیل به کمند و دامی میشود که او را به سوی سرنوشتش هدایت میکند.
به عبارت دیگر، انسان با انتخابها و تصمیمهای آزادانهٔ خود، در مسیری گام برمیدارد که نهایتاً همان خواست و تقدیر الهی است. اینگونه نیست که اختیار انسان در تضاد با قدرت خدا باشد؛ بلکه خود این اختیار، دقیقترین و ظریفترین ابزار خداوند برای تحقق طرح کلی اوست. خداوند انسان را مجبور نمیکند، بلکه او را چنان میآفریند که با اختیار خودش، همان راهی را برود که مقدر شده است. این تصویر، اوج هنر و قدرت الهی (صنع صمد) را نشان میدهد که بدون هیچ واسطهای، از درون خودِ مخلوق، او را مدیریت میکند.
- اختیارش
- اختیارِ او (در اینجا منظور اختیارِ زید است)
- زید
- نامی رایج در مثالهای عربی و فارسی، به معنای «شخصی»، «فلانی»
- قیدش
- بندِ او، زنجیر او، وسیلهٔ گرفتاریاش
- صیدش کند
- او را شکار میکند
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.