Lezen Daftar 6 De muis smeekt de schildpad: 'Verzin geen excuses en stel de vervulling van deze behoefte niet uit, want uitstel brengt rampen met zich mee, en de soefi is de zoon van het moment, en de zoon laat de mantel van zijn vader niet los, en een meevoelende vader is een soefi die het moment is. Kijk naar hem, hij zal niet behoeftig zijn voor morgen; hij houdt hem zo verdiept in de rozenhof van zijn snelle afrekening, niet zoals gewone mensen die de toekomst afwachten; hij is een rivier, geen tijd, want bij God is er geen ochtend en geen avond, geen verleden en geen toekomst, geen eeuwigheid en geen pre-eeuwigheid. Adam de voorgaande en de Dajjal de volgende bestaan daar niet, want deze concepten behoren tot het rijk van de partiële intelligentie en de dierlijke ziel. In de wereld van geen plaats en geen tijd bestaan deze concepten niet. Dus hij is de zoon van een tijdperk waaruit alleen de negatie van tijdsverschil wordt begrepen, zoals uit 'God is Eén' de negatie van dualiteit wordt begrepen, niet de realiteit van de eenheid.' Vers 2718

M6:2718 — خاصه آن سیلی که از دست توست / که قفا و سیلیش مست توست

خاصه آن سیلی که از دست توستکه قفا و سیلیش مست توست
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2718

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خاصه آن سیلی که از دست تو می‌رسد، زیرا که پشت گردن و خود سیلی‌اش مست حضور توست. معنا: عاشق به معشوق می‌گوید که سیلیِ نقد (بی‌واسطه و فوری) از سوی تو، هرچند تلخ باشد، از هر وعده و نعمتِ در آینده ارزشمندتر است، چرا که در حضور تو، رنج و لذت یکی می‌شود.

شرح

مولانا، همچون همیشه، نگاهی عمیق و چندلایه به جهان و حقیقت دارد و در این بیت، از یک ضرب‌المثل عامیانه – «سیلی نقد از حلوای نسیه به» – به اوج عرفان صعود می‌کند. پیش از این بیت، سخن از صوفی‌ای بود که سیلی نقد را بر صد درهم نسیه ترجیح می‌داد، زیرا وعده‌های آینده ناپایدار و بی‌اعتبارند. اما مولانا این مکالمه را یک‌باره از سطح مادی و اخلاقی، به ساحت الهی و عاشقانه بالا می‌برد؛ اینجاست که معشوق، نه انسان، بلکه خداوند است.

من قویاً معتقدم که این بیت تجلی اوج عشق است: عاشق به معشوق ازلی خود می‌گوید، «ای محبوب من، اگر قرار باشد تو سیلی بزنی، من این سیلی را با جان می‌پذیرم و حتی خواستارم که هر روز از تو سیلی‌ای به من برسد.» چرا؟ دلیلش در نیم‌بیت دوم نهفته است: «که قفا و سیلیش مست توست.» یعنی، هم پشت گردن من که سیلی بر آن می‌نشیند، از آن توست، و هم خود سیلی که می‌زنی، از توست. من و هر آنچه از من است، از توست و در تو فانی شده‌ایم. این یکتایی و مستی در حضور معشوق، هرگونه دوگانگی رنج و لذت، تلخی و شیرینی را از بین می‌برد.

در این مقام، سیلی معشوق دیگر سیلی نیست، بلکه خود لطفی است در لباس قهر. همان‌طور که سعدی شیرین‌سخن فرمود: «دیگران را تلخ می‌آید شراب جور عشق / ما ز دست دوست می‌گیریم و شکر می‌شود.» و خود مولانا بارها بر این حقیقت تأکید کرده است که: «عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد / بلعجب من عاشق این هر دو ضد.» در حضور معشوق، هر آنچه از دست او می‌رسد، شیرین است، چرا که نشانه‌ای از حضور بی‌واسطه اوست.

این سیلی، اعلام وجودی است از سوی معشوق. گاهی این حضور با روشنی و شیرینی آشکار می‌شود و گاهی با تلخی و ظلمت. برای عاشق، اصل همین حضور است؛ همین که بداند معشوق هست، حاضر است، نقد است و در کنار اوست. این اطمینان به حضور، شب تاریک دل را روشن می‌کند و کشتزار خشک جان را خرم و سبز می‌گرداند. اینجاست که عارف، حتی در رنج نیز آرامش می‌یابد، چرا که رنج از دست دوست، خود نعمتی است که غیبت او را جبران می‌کند. این نکته کلیدی در فهم روان مولاناست: او تلخی را نمی‌بیند، مگر آنکه از دست دوست آید، که در آن صورت، همان تلخی، شکر می‌شود.

نکات کلیدی

  • حضور بی‌واسطه معشوق، حتی در قالب رنج، از وعده‌های دوردست دل‌پذیرتر است.
  • در مقام وصل و مستی، دوگانگی لطف و قهر از میان می‌رود.
  • عاشق واقعی، قهر معشوق را نیز همچون لطف او می‌پذیرد.
  • در مکتب مولوی، اصل بر «نقد حال» و غنیمت شمردن لحظه حال است، حتی اگر آن حال، سیلی باشد.
  • سیلی معشوق، نوعی اعلام حضور است که از غیبت و فراموشی بهتر است.

Sources: d6-s63 · 44:55:00 d6-s63 · 47:38:00 d6-s63 · 49:54:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.