Lezen› Daftar 6› Terugkeer naar het verhaal van de muis die de schildpad riep langs de oever en aan het uiteinde van het touw trok, zodat de schildpad in het water van zijn roep op de hoogte zou zijn› Vers 2944
M6:2944 — موش در منقار زاغ و چغز هم / در هوا آویخته پا در رتم
M6:2944
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
این بیت تصویر сюрреалисти و در عین حال کمیک صحنهای را ترسیم میکند که در آن، موش در دهان کلاغ است و قورباغه که با نخی به موش وصل است، در هوا معلق مانده.
این بیت نقطه اوج بصری در داستان دوستی نامتعارف یک موش و یک قورباغه است. آن دو برای اینکه از هم جدا نشوند، پای خود را با ریسمانی بلند به یکدیگر میبندند. این ریسمان نماد تعلق و وابستگی است. ناگهان، کلاغی از راه میرسد و موش را به منقار میگیرد و به آسمان میبرد.
نتیجهٔ این اتفاق، صحنهای است که این بیت توصیف میکند: کلاغ در آسمان، موش در منقار او، و قورباغه که از عمق آب بیرون کشیده شده، با پایی که در ریسمان گیر کرده، در هوا آویزان است. این تصویر غریب و تا حدی مضحک، پیامدهای فاجعهبار یک «یار ناجنس» و یک وابستگی نابجا را به نمایش میگذارد. مردمی که از پایین این صحنه را میبینند، شگفتزده میشوند که چگونه یک کلاغ توانسته قورباغهای را از آب صید کند، غافل از اینکه این مصیبت نتیجهٔ آن دوستی و اتصال بیفکرانه است. مولانا از این داستان نتیجه میگیرد که همنشین بد و تعلقات نابجا، فرد را به موقعیتهایی میکشاند که هیچ تناسبی با طبیعت و جایگاه او ندارد و سرانجامش رسوایی و نابودی است.
- چغز
- قورباغه
- رتم
- ریسمان، نخ، رشته
- آویخته
- آویزان شده، معلق
- منقار
- نوک پرنده
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.