Lezen› Daftar 6› Terugkeer naar het verhaal van de muis die de schildpad riep langs de oever en aan het uiteinde van het touw trok, zodat de schildpad in het water van zijn roep op de hoogte zou zijn› Vers 2952
M6:2952 — صورت آمد چون جماد و چون حجر / نیست جامد را ز جنسیت خبر
M6:2952
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
ظاهر و صورت مادی اشیاء، مانند سنگ و اجسام بیجان است که از حقیقتِ همجنسی و ارتباط معنوی درکی ندارد.
این بیت در ادامهٔ داستان موش و پرندهٔ آبزی (چُغز) میآید. مولانا از زبان عقل استدلال میکند که چرا نباید به ظواهر دل بست و همجنسی و خویشاوندی واقعی را در صورت مادی جستجو کرد.
او «صورت» یا همان شکل ظاهری و مادی را به «جماد» (موجود بیجان) و «حجر» (سنگ) تشبیه میکند. همانطور که یک سنگ یا یک جسم بیروح، از ارتباط، درک متقابل و جاذبهٔ درونی که میان موجودات همجنس وجود دارد، بیخبر است، صورت ظاهری نیز به تنهایی فاقد این آگاهی و کشش معنوی است. بنابراین، تکیه کردن بر صورت برای یافتن یار موافق، مانند این است که از یک تکه سنگ انتظار درک و همراهی داشته باشیم.
نکتهٔ اصلی این است که خویشاوندی حقیقی (جنسیت) یک امر معنوی و مربوط به «جان» است، نه «تن». تن و صورت، مانند جامدات، از این راز بیخبرند و نمیتوانند مبنای یک پیوند عمیق و پایدار باشند. این بیت مقدمهای است برای ابیات بعدی که در آن مولانا با مثال مورچه و دانهٔ گندم، نشان میدهد که چگونه جان (مورچه) به سوی همجنس خود (مورچهٔ دیگر) کشیده میشود، نه به سوی صورت ظاهری (دانه).
- جماد
- موجود بیجان، اشیائی که رشد و حرکت ارادی ندارند مانند سنگ و خاک.
- حجر
- سنگ.
- جامد
- موجود بیجان، مترادف با جماد.
- جنسیت
- همگونی، همنوعی، خویشاوندی معنوی و باطنی.
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.