Lezen› Daftar 6› Terugkeer naar het verhaal van de muis die de schildpad riep langs de oever en aan het uiteinde van het touw trok, zodat de schildpad in het water van zijn roep op de hoogte zou zijn› Vers 2953
M6:2953 — جان چو مور و تن چو دانهٔ گندمی / میکشاند سو به سویش هر دمی
M6:2953
Betekenis · به زبانِ تو — Je eigen taal · AI
روح مانند مورچهای است که جسم را، همچون دانهٔ گندمی، پیوسته به دنبال خود میکشد تا آن را با خود همجنس و همذات سازد.
مولانا در این بخش از داستان، در حال توضیح این نکتهٔ عمیق عرفانی است که «جنسیت» یا خویشاوندی حقیقی، امری معنوی و روحانی است، نه مادی و صوری. او برای روشن کردن این مفهوم، از تمثیل مورچه و دانهٔ گندم استفاده میکند.
در این تمثیل، جان (روح) به مورچهای فعال و آگاه تشبیه شده و تن (جسم) به دانهٔ گندمی بیجان. همانطور که مورچه دانه را به لانهٔ خود میبرد تا آن را مصرف کرده و جزئی از وجود خود کند، روح نیز جسم را در این دنیا به دنبال خود میکشد. هدف نهایی این کشش، نه صرفاً حرکت دادن جسم، بلکه «استحاله» و دگرگونی آن است. روح میخواهد جسم و قوای آن را تحت تسلط خود درآورد و آن را از ماهیت صرفاً مادی به مرتبهای روحانیتر تبدیل کند و با خود همجنس سازد.
این بیت مقدمهای است برای توضیح این که نیروی محرک اصلی در عالم، جاذبهٔ میان ارواح و معانی همجنس است، نه حرکت ظاهری اجسام. جسم مانند گروگانی در دست روح است و حرکتش تابع کشش روح است، همانطور که حرکت دانهٔ گندم تابع حرکت مورچهای است که آن را حمل میکند.
- مور
- مورچه
- دمی
- لحظهای، هر لحظه
- سو به سو
- به این سو و آن سو، به هر طرف
Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd
Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.
Wat lezers vroegen0
Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.