Lezen Daftar 6 Het verhaal van Abd al-Ghaus en hoe hij door de djinns werd ontvoerd, en hoe hij jarenlang onder de djinns woonde, en hoe hij na jaren terugkeerde naar de stad en zijn eigen kinderen niet meer verdragen kon, vanwege zijn verwantschap en sympathie met de djinns. Vers 2996

M6:2996 — منتظر بنهاده دیده در هوا / از زمین بیگانه عاشق بر سما

منتظر بنهاده دیده در هوااز زمین بیگانه عاشق بر سما
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:2996

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنکه چشم‌به‌راه است، دیده بر آسمان دوخته؛ عاشق از زمین بیگانه است و متوجه عالم بالا. معنا: این بیت بیان می‌کند که عاشق حقیقی، با نگاهی منتظر و از دنیا بریده، همواره چشم به عالم بالا و آسمان معنوی دارد و به زمین و هرچه در آن است بی‌اعتناست.

شرح

این بیت در حقیقت تصویری است از جهت‌گیری باطن انسان و کانون میل و ارادهٔ او. مولانا به درستی اشاره می‌کند که آنچه درون ما را می‌کشد و جهت می‌دهد، همان «نظر» یا به تعبیر دیگر، خوی و صفات غالب در ماست. اگر «صفات جبرئیل» در انسان متجلی شود، یعنی آن «سبک‌روحی» خاص فرشتگان در جان او حاصل آید، آنگاه طبیعی است که دیده به آسمان بدوزد و آرزوی پرواز در هوا کند؛ او «از زمین بیگانه» می‌شود و دلباختهٔ «سما» و عالم بالا. این یک انتخاب نیست، بلکه نتیجهٔ قهری تحول باطن است. کسی که سبک‌بال و سبک‌روح شده است، نمی‌تواند به زمین بچسبد؛ دیده‌اش ناگزیر به سوی بلندای آسمان می‌گردد، گویی که مقصد اصلی‌اش را در آنجا می‌جوید و در انتظار وصال آن است. در مقابل، مولانا با بیانی کوبنده این معنا را تقویت می‌کند: «چون نهد در تو صفت‌های خری / صد پرت گر هست، بر آخور پری». این نهایت واقع‌بینی مولاناست. اگر در وجود ما، صفات دون و حیوانی غلبه کند، حتی اگر صدها بال پرواز نیز داشته باشیم، باز هم به سوی «آخور» و علایق پست مادی خواهیم گرایید. این تمثیل نشان می‌دهد که اصل، خوی درونی و ارادهٔ باطنی است، نه امکانات بیرونی یا حتی توانایی‌های بالقوه. کسی که میلش به شکم و اندام‌های زیرین و لذات دنیوی است، هرچقدر هم که پتانسیل پرواز داشته باشد، در نهایت سرش را در آخور دنیایی فرو می‌برد. از این منظر، این بیت یک میزان‌الحرارهٔ سلوکی است؛ اگر دیده‌ات به هواست و از زمین بریده‌ای، نشانهٔ سبک‌روحی و تشبه به جبرئیل است، و اگر هنوز سر در آخور زمین داری، هرچند ادعای پرواز کنی، خوی خری بر تو حاکم است. عاشق حقیقی، آن است که از زمین بیزار است و چشمش تنها به معراج است، نه به خاک.

نکات کلیدی

  • جهت‌گیری میل انسان از خوی درونی او برمی‌خیزد.
  • «سبک‌روحی» (همچون صفات جبرئیل) موجب اشتیاق و پرواز به عالم سما می‌شود.
  • وابستگی به زمین و لذات مادی نشانه‌ی «خوی خری» و سنگینی روح است، حتی با وجود امکانات پرواز.
  • عاشق حقیقی از زمین بریده است و نگاهش به افق‌های معنوی است، نه سوی علایق دنیوی.

Sources: d6-s67 · 01:00:56

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.