Lezen Daftar 6 Khwarezmshah, moge God hem genadig zijn, ziet tijdens een rit in zijn escorte een zeer zeldzaam paard, en het hart van de koning hecht zich aan de schoonheid en behendigheid van dat paard. Imad al-Mulk koelt het paard af in het hart van de koning, en de koning verkiest zijn woorden boven zijn eigen zicht, zoals de wijze, moge God hem genadig zijn, in de Ilahi-nameh zei: 'Als de tong jaloers wordt, zul je Josef in karwaskatoen vinden.' Vanwege de jaloerse tussenkomst van de broeders van Josef, werd zoveel schoonheid in de harten van de kopers verborgen en leek het lelijk, zozeer dat 'zij behoorden tot de onverschilligen ten aanzien van hem.' Vers 3370

M6:3370 — بوده هر محتاج را هم‌چون پدر / پیش سلطان شافع و دفع ضرر

بوده هر محتاج را هم‌چون پدرپیش سلطان شافع و دفع ضرر
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3370

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او (وزیر) برای هر نیازمندی همچون پدری بود که نزد سلطان شفاعت می‌کرد و زیان را از آن‌ها دور می‌ساخت. معنا: این بیت نقش وزیر نیکوکار را نشان می‌دهد که برای یاری رساندن به مردم درمانده و محافظت از آنان در برابر ستم پادشاه، شفاعت می‌کند.

شرح

این بیت، پرده از چهرهٔ وزیری برمی‌گیرد که در دستگاه سلطانی ستمگر، نقشی یگانه و معکوس ایفا می‌کرد. من پیش‌تر هم گفته‌ام که مولانا در مثنوی، کمتر به وصف اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانه می‌پردازد؛ اما در این بیت، تصویری ناب از یک مصلح اجتماعی در دل استبداد به دست می‌دهد.

این وزیر، مردی معنوی و درویش‌صفت بود که مولانا او را در مقام وزارت «غریب و محتبس» می‌خواند. یعنی جایگاه حقیقی او آنجا نبود، گویی جامه‌ای به عاریه پوشیده بود. او در این مسند می‌نشست تا دستگیر مردم باشد، نه آنکه خود بر کامرانی برخیزد. رسالت او تعدیل خشم و تعدی سلاطین بود که در آن روزگاران، تنها راه خیرخواهی و خدمت به خلق، چنین بود. پادشاهانی بودند که در مستی فرمان قتل می‌دادند، یا برای فرونشاندن خشم خود خون می‌دیدند. در چنین فضایی، این وزیر همچون سدی در برابر موج ستم عمل می‌کرد.

دو کار اصلی او که در این بیت برجسته می‌شود، یکی «شفاعت» برای محتاجان و «دفع ضرر» از ایشان است، که او را همچون پدری دلسوز معرفی می‌کند. کار دوم، که در بیت پس از این می‌آید و بسیار مهم است، «ستر بدیِ بدان» است. یعنی او نه تنها از بی‌گناهان دفاع می‌کرد، بلکه خطاهای خطاکاران را نیز می‌پوشاند تا گرفتار غضب پادشاه نشوند. این صفت را مولانا «حلم خدا» می‌خواند و آن را «برعکس خلقان» می‌داند، زیرا مردمان معمولاً عیب یکدیگر را فاش می‌کنند و آبروی هم را می‌برند، در حالی که این وزیر چون خدا «ساتر» بود.

این حکایت ما را به یاد داستان «توکله» در بوستان سعدی می‌اندازد. آنجا که توکله می‌خواست از سلطنت کناره گیرد و به عبادت بنشیند، یکی از وزرایش به او گفت: «عبادت به جز خدمت خلق نیست / به تسبیح و سجاده و دلق نیست.» این دقیقا همان پیامی است که مولانا در اینجا منتقل می‌کند. ریاضت و عزلت برای خودسازی و تهذیب نفس لازم است، اما هدف غایی آن این است که آن چاهِ خودپرورده، آب به دیگران دهد و میوهٔ آن به خلق رسد. پیامبران نیز تا پیش از رسالت در غار بودند، اما پس از آن میان خلق زیستند. این وزیر نمونهٔ کاملی از این دست خدمتگزاران بود که نه از سر میل، بلکه از سر وظیفه و دلسوزی، در جایگاهی که شایستهٔ طبع درویشی او نبود، برای رفاه مردم می‌کوشید.

نکات کلیدی

  • خدمت‌گزاری در مقام قدرت برای دفع ستم، بالاترین شکل خیرخواهی است.
  • وزیر نیکوکار، پدر نیازمندان و شافع آنان نزد ستمگران است.
  • پوشاندن خطاهای دیگران، صفتی الهی و خلاف خوی مردمان عادی است.
  • عبادت حقیقی، در خدمت به خلق و رسیدگی به احوال آنان است نه صرفاً عزلت و ریاضت.
  • مولانا نقش این وزیر را راهکاری عملی برای تعدیل استبداد در نبود تئوری سیاسی مردم‌سالار معرفی می‌کند.

Sources: d6-s75 · 01:14:55

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.