Lezen Daftar 6 De zonen van de sultan gingen, volgens het principe 'De mens is hebzuchtig naar wat hem verboden is,' 'Wij toonden onze dienstbaarheid, maar uw slechte aard begreep niet hoe hij die moest kopen.' Zij negeerden alle adviezen van hun vader en gingen naar dat verboden fort, en vielen zo in de put van beproeving. En hun verwijtende zielen zeiden: 'Is er geen waarschuwer tot u gekomen?' Zij zeiden huilend en vol spijt: 'Hadden wij maar geluisterd of begrepen, dan waren wij niet onder de bewoners van de Hel geweest.' Vers 3736

M6:3736 — این صور دارد ز بی‌صورت وجود / چیست پس بر موجد خویشش جحود

این صور دارد ز بی‌صورت وجودچیست پس بر موجد خویشش جحود
✦ Geef deze beyt weer in Nederlands

M6:3736

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uit zijn opgenomen Masnavi-lezingen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این صورت‌های عالم وجودشان را از ساحت بی‌صورت می‌گیرند؛ پس این انکار (جحود) آفریدگار خویش، به چه معناست؟ معنا: این بیت پرسش بنیادینی مطرح می‌کند: چگونه پدیده‌های مادی و ظاهری، وجودشان را از واقعیتی نامرئی و بی‌شکل (که همان خداوند یا اصل وجود است) می‌گیرند، اما سپس همان منبع اصلی خود را انکار می‌کنند؟

شرح

مولانا در اینجا به یکی از عمیق‌ترین معرفت‌های مثنوی اشاره می‌کند؛ معرفت نسبت میان صورت و بی‌صورت. این بیت، بی‌تردید، نقدی است کوبنده بر طبیعت‌گرایان، ماتریالیست‌ها، و هر آن کس که هستی را تنها در صورت‌های مادی و محسوس خلاصه می‌کند و از منبع بی‌صورت آن غافل می‌ماند. این گمراهی، همان «بت‌پرستی» مدرن است که انسان تنها یک صورت از وجود را می‌پرستد و فراموش می‌کند که دنیاهای ممکن دیگری هم می‌توانست آفریده شود.

من سال‌هاست بر این باورم که جهانِ باصورت از بی‌صورت بیرون آمده است. صورت‌ها در دو معنا بنده بی‌صورت‌اند: یکی اینکه مخلوق و برآمده از آن‌اند، و دیگر اینکه خادم و مقدمه برای رسیدن به آن‌اند. به عبارت دیگر، صورت از بی‌صورتی برمی‌آید و باز به سوی بی‌صورت بازمی‌گردد، همانند «إنا لله و إنا إلیه راجعون». فکر آدمی که بی‌صورت است، آثار و اعمالی باصورت بر زمین می‌آفریند؛ شراب‌نوشیِ باصورت، بی‌خودی و بی‌هوشیِ بی‌صورت را به دنبال دارد؛ نان و نمکِ باصورت، قوتِ بی‌صورت می‌بخشد؛ شمشیر و سپرِ باصورت، ظفرِ بی‌صورت را به ارمغان می‌آورد؛ و مدرسه و تعلیقِ باصورت، به داناییِ بی‌صورت منجر می‌شود. این‌ها همه مثال‌هایی هستند که نشان می‌دهند چگونه صورت‌ها در خدمت بی‌صورت‌اند.

از این روست که مولانا می‌پرسد، چگونه این صورت‌ها که این چنین به بی‌صورت وابسته و رهین منت‌اند، می‌توانند «صاحب نعمت» خود را انکار کنند؟ انکار وجود مبدأ بی‌صورت، در واقع «جحود» بر موجد خویشتن است. هستی بی‌صورت، آن روان مطلق هگلی، به تعبیر من، اصناف صورت‌ها می‌پذیرد. این طبیعتِ مشهود تنها یک صورت ممکن از صور بی‌نهایت است، و تنها یک جامه از جامه‌هایی است که وجود مطلق بر تن کرده است.

نکته ظریف‌تر آن است که مولانا می‌گوید، حتی همین انکار بی‌صورت هم خود از جانب همان بی‌صورت ظهور پیدا می‌کند. گویی «لا یمکن الفرار من حکومتک». مؤمنان به اقرار او مستند و کافران به انکار او. همه این نقش‌ها را خداوند در پرده می‌زند و کفر و ایمان، هر دو، «دست‌باف حضرت‌اند و آن او». این نشان‌دهنده احاطه مطلق فاعل بی‌صورت است که هیچ چیزی بیرون از دایره اراده و خلقت او نیست.

به تعبیر او، «این جهان یک فکرت است از عقل کل». این دنیا مانند بنایی است که از اندیشه معمار خود شکل گرفته است. در ذهن معمار، خشت و سنگ و چوب نیست، فقط فکر است. سپس این فکر تجسم خارجی پیدا می‌کند. فاعل مطلق بی‌صورت است و صورت‌ها در دست او به منزله ابزارند. این جهان صورتی است که خدا به خود داده است، ماسکی است که بر بی‌صورت خویش زده است و ما او را با صورت می‌بینیم.

ما در این عالم ناچاریم که بی‌صورت را در صورت‌ها ببینیم. حق نداریم، و قدرت هم نداریم که این صورت‌ها را کنار بزنیم و بی‌صورت را به تنهایی ادراک کنیم، به ویژه وقتی به مبدأالمبادی می‌رسیم که به مقام «لا اسم و لا رسم» است. ما در این جهان مانند ماهیانی در دریای بی‌صورتیم که از آب خویش غافلند. نباید «مستِ» این «قدح‌های صور» شویم و «بت‌تراش و بت‌پرست» گردیم، بلکه باید از ورای این صورت‌ها به سرچشمه بی‌صورت پی ببریم.

نکات کلیدی

  • منشأ تمام صورت‌های مادی، ساحت بی‌صورت الهی است.
  • انکار مبدأ بی‌صورت (خداوند) توسط صورت‌ها، نوعی جحود و ناسپاسی است.
  • مادی‌گرایی و طبیعت‌گرایی، پرستش یک «صورت» واحد است و غفلت از بی‌صورت.
  • حتی فعل انکار نیز خود از دایره احاطه مطلق بی‌صورت خارج نیست.
  • جهان، تجسم خارجی اندیشه و عقل کل الهی است.
  • انسان در این عالم ناچار است بی‌صورت را در صورت‌ها بیابد، اما نباید صورت را با اصل اشتباه بگیرد.

Sources: d6-s83 · 33:26:00 d6-s83 · 40:34:00 d6-s83 · 47:07:00 d6-s83 · 55:22:00

به زبانِ تو — Je eigen taal · AI

Discussie — Vraag over dit vers — beantwoord vanuit de Masnavi, met elk vers geciteerd

Je gesprek blijft op dit apparaat, tenzij je het deelt.

Wat lezers vroegen

Nog geen vragen gedeeld — die van jou kan de eerste zijn.