لوستل دفتر ۶ د هغه درویش کیسه چې له هغه کوره یې هر څه غوښتل ویل یې نشته بيت ۱۲۵۹

M6:1259 — نیستی طاوس با صد نقش بند / که به نقشت چشم‌ها روشن کنند

نیستی طاوس با صد نقش بندکه به نقشت چشم‌ها روشن کنند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1259

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو طاوسی با صد نقش و نگار نیستی که با نقش‌هایت چشم‌ها را روشن کنی. معنا: بیت می‌پرسد که اگر آدمی حتی زیبایی خیره‌کنندهٔ طاووس را هم ندارد، پس چه ویژگی برجسته‌ای برای عرضه به جهان داراست؟

شرح

در این بیت پرمعنا، مولانا، چنان که من بارها تأکید کرده‌ام، مخاطب را به یک مکاشفهٔ درونی دعوت می‌کند. او پی‌درپی می‌پرسد: اگر تو بازِ شهریار نیستی که شکار کنی، اگر طاووسِ صد نقش‌بند نیستی که به رنگ و جلال خود چشم‌ها را خیره کنی، اگر طوطیِ خوش‌گفتار نیستی که به قند، کلام شیرین از تو توقع کنند، اگر بلبل عاشق‌صفت نیستی که زار بنالی، اگر هدهد پیک‌رسان نیستی و نه لک‌لکی که بر بلندی آشیان سازی – پس «در چه کاری تو؟» چه فایده‌ای داری؟ «تو چه مرغی و تو را با چه خورند؟»

این سؤالات، نوعی «القای یأس» است که مولانا در ابتدای این بخش از مثنوی مطرح می‌کند. او می‌خواهد آدمی به درون خود بنگرد و تهی‌دستی خود را، ناتوانی‌اش را در رقابت با این مظاهر زیبای طبیعی، درک کند. هدف این نیست که در غم غرق شویم، بلکه این است که با واقعیت ظاهری خود روبه‌رو شویم. مولانا نمی‌خواهد ما را از ارزش تهی کند، بلکه می‌خواهد ارزش را از جایگاه‌های غلط برچیند و به جای حقیقی‌اش بازگرداند. او ما را از «بازار مکاسان» (بازار چانه‌زنان و سودجویان) به «دکان فضل کَالله اشتری» (بازار فضل الهی) دعوت می‌کند.

در این بازار الهی، نکتهٔ کلیدی این است که «هیچ قلبی پیش او مردود نیست / زانکه قصدش از خریدن سود نیست.» در اینجا «قلب» هم به معنای دل است و هم به معنای کالای تقلبی یا کهنه و بی‌ارزش. خداوند حتی کالای تقلبی ما را، حتی دلِ به ظاهر بی‌ارزش ما را می‌خرد، چرا که از خریدن ما سودی نمی‌جوید. طاووس با «صد نقش‌بند» زیبایی بیرونی دارد که چشم‌ها را فریب می‌دهد، اما در بازار الهی، این نقش‌ها و صورت‌ها اهمیت ثانوی دارند. آنچه مهم است، نیت و اخلاص است، حتی اگر آغشته به نقص و کاستی باشد. این رهایی از تظاهر به کمال، و اعتراف به ناچیزی خود، اولین گام برای رسیدن به پذیرش بی‌قیدوشرط خداوند است.

نکات کلیدی

  • بیت، مقدمه‌ای برای خودشناسی است که با نفی زیبایی‌ها و کمالات ظاهری آغاز می‌شود.
  • هدف مولانا ایجاد یأس نیست، بلکه مقابله با خودفریبی و غرور برآمده از ظواهر است.
  • زیبایی طاووس (صد نقش‌بند) نمادی از کمالات بیرونی و فریبنده است که نزد خداوند بی‌اهمیت است.
  • این اعتراف به تهی‌دستی ظاهری، راه را برای پذیرش بی‌قیدوشرط در «بازار خدا» باز می‌کند.

Sources: d6-s26 · 00:06:56

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.