لوستل دفتر ۶ د هغه ناروغ کیسه چې طبیب په هغه کې د روغتیا امید ونه لید بيت ۱۳۱۳

M6:1313 — چون نظر در فعل و آثارش کنی / گرچه پنهانست اظهارش کنی

چون نظر در فعل و آثارش کنیگرچه پنهانست اظهارش کنی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1313

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که در کردار و نشانه‌های او بنگری، گرچه او پنهان است، تو او را آشکار خواهی کرد.

معنا: این بیت بیانگر این نکته است که خداوند با وجود پنهان بودنش، از طریق آثار و افعالش در جهان قابل شناسایی و درک است و ما با تأمل در این آثار، وجود او را در آگاهی خود آشکار می‌سازیم.

شرح

مولانا در این بیت به یک اصل معرفت‌شناختی بنیادین اشاره می‌کند که راه شناخت خداوند از طریق تأمل در افعال و آثار اوست. این یک قاعده کلی است: ما همواره از "شاهد" به "غایب"، از "حاضر" به "پنهان" پی می‌بریم. باد را که نمی‌بینیم، اما از جنبش برگ‌ها می‌فهمیم که از کدام سو می‌وزد. مستی را نمی‌بینیم، اما از چشم خمار و نرگس مخمور فرد به آن پی می‌بریم. حتی خودِ جان آدمی که پنهان است، از نبض و حال بدن شناخته می‌شود.

مولانا این منطق را به ساحت الهی بسط می‌دهد: ما از ذات حق دوریم، اما "وصف ذات" او را از رسولان و معجزاتشان درمی‌یابیم. فراتر از آن، در همین زمانه نیز، اولیای خدا که "درونشان صد قیامت نقد هست"، کراماتی خفی و پنهان دارند که کمترینش این است که "همسایه مست" می‌شود؛ یعنی همنشینی با آنان، انسان را شیفته و دگرگون می‌کند. این حضور الهی در اولیا چنان نیرومند است که همنشین با آنان، گویی با خودِ خدا همنشین می‌شود. این نه مجاز است، بلکه به حقیقت، زیرا دل آنان خانه خداست و خدا در وجودشان آشکار است.

این بیت نشان می‌دهد که معرفت به خدا برای مولانا یک امر انتزاعی یا صرفاً عقلانی نیست؛ بلکه یک "تجربه" است که از مشاهده آغاز می‌شود. این آثار و افعال، شواهد عینی حضور حق‌اند. اما نکته مهم‌تر در مصراع دوم است: "گرچه پنهانست اظهارش کنی." این فقط یک مشاهده منفعلانه نیست؛ بلکه فعالانه است. ما با نظر کردن، با تأمل و دقت، پنهانی او را در آگاهی خودمان آشکار می‌کنیم. ما او را از پرده غیب بیرون نمی‌آوریم، بلکه پرده غفلت را از چشم خود برمی‌داریم تا او را که همواره حاضر بوده، ببینیم. اینجاست که قابلیت درونی سالک اهمیت می‌یابد.

همان‌طور که مولانا می‌گوید، معجزات انبیا بر جمادات (مثل شکافته شدن نیل یا شق القمر) اثر می‌گذارد، اما "گر تو را بر جان زند بی‌واسطه / متصل گردد به پنهان رابطه." یعنی این اثر باید بر "ضمیر" ما بنشیند تا راه به رابطه پنهانی ببرد. همه قادر به درک این آثار نیستند. "معجزه بحر است، ناقص مرغ خاک / مرغ آبی در وی آمن از هلاک." معجزات و حقیقت مانند دریایی است که مرغ خشکی را غرق و هلاک می‌کند، اما برای مرغ آبی (که قابلیت شنا دارد) ایمنی و حیات می‌آورد. این استعداد و قابلیت درونی، همان "سینه شرحه شرحه از فراق" است که مولانا در ابتدای مثنوی می‌طلبد تا بتواند "شرح درد اشتیاق" را بگوید. تنها آن کس که در خود لیاقت و قابلیت ایجاد کند، می‌تواند این حقیقت را در خود اظهار و آشکار سازد. این تأکید بر تأثیر فعال ادراک انسان بر درک حقیقت، جنبه‌ای عمیق و پویا به معرفت‌شناسی مولانا می‌بخشد.

نکات کلیدی

  • شناخت خداوند پنهان، از طریق مشاهده و تأمل در آثار و افعال او در جهان میسر است.
  • فهم حقیقت، یک فرآیند فعال است؛ ما با نظر کردنِ عمیق، غیب را در آگاهی خود آشکار می‌سازیم.
  • کیفیت درک ما از امر پنهان، به قابلیت و آمادگی درونی سالک بستگی دارد (مانند مرغ آبی در برابر مرغ خاک).
  • حضور الهی در جهان و در وجود اولیای حق، دائمی و آشکار است؛ این ما هستیم که نیاز به پرورش "چشم درون" برای دیدن داریم.
  • معرفت‌شناسی مولانا بر تجربه زیسته و ادراک شهودی تکیه دارد، نه صرفاً براهین انتزاعی.

Sources: d6-s26 · 00:38:30 d6-s26 · 00:41:26 d6-s26 · 00:46:15 d6-s26 · 00:52:00 d6-s26 · 00:54:30 d6-s26 · 00:58:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.