لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۵۳

M6:1353 — پر مساز از کاغذ و از که مپر / که در آن سودا بسی رفتست سر

پر مساز از کاغذ و از که مپرکه در آن سودا بسی رفتست سر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1353

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بال‌هایی از کاغذ و کاه مساز و با آن‌ها مپر، زیرا در این سودا (این هوس و خیال) سرهای بسیاری (جان‌های زیادی) از دست رفته است. معنا: این بیت به ما هشدار می‌دهد که بی‌گدار به آب نزنیم و در کارهایی که توانایی و دانش لازم را نداریم، خطر بیهوده نکنیم، چرا که بسیاری در این راه جان باخته‌اند.

شرح

مولانا، در این بیت، بی‌تردید ما را از تهور بیجا و از دل به دریا زدن در اموری که توان و علم آن را نداریم، برحذر می‌دارد. حکایت از کسانی می‌کند که با بال‌های کاغذی و پوشالی سودای پرواز در سر پروراندند، اما جز سقوط و هلاکت حاصلی نداشتند؛ نظیر آن جوهری نامی که با بستن تخته‌ای به خود، خواست پرواز کند و جان باخت. این همان نصیحتی است که پیش‌تر در داستانِ سقوط از مناره به ما می‌گوید: تو رسن‌بازی نمی‌دانی، شکر پاها گو و می‌رو بر زمین؛ از خوش‌شانس‌های نادر تقلید مکن.

البته، اگر این توصیهٔ مولانا را به صورت مطلق بر همهٔ حوزه‌ها تعمیم دهیم، جهان علم و صنعت هیچ‌گاه به پیشرفت‌های کنونی دست نمی‌یافت. بسیاری از پیشگامان در علم، از کاشف گاز فلورین گرفته تا پیشگامان هوانوردی، جان خود را در راه اکتشاف و تهورهای عالمانه به خطر افکندند و چه بسا از دست دادند. صوفیان، از جمله مولانا، حقیقتاً تمایل داشتند که آدمیان چندان به جهان نپردازند و مشغله‌های ذهنی خود را در امور مادی و دنیوی افزون نکنند، بلکه دل به جانب دیگری بسپارند. اما تاریخ، چنانکه می‌دانیم، به راه دیگری رفت و انسان‌ها از سه چهار قرن پیش چشم از درون به بیرون و از آسمان به زمین دوختند.

اما نکتهٔ کلیدی و محل اعتنای من در این بیت، آن است که مولانا این پند را به ساحت فکر و فلسفه نیز توسعه می‌دهد. او فیلسوفانی را که سودای کشف راز الوهیت و کنه ذات خداوندی را در سر می‌پروراندند، با این بال‌های کاغذی قیاس می‌کند. به گمان مولانا، این تهور فکری، این بال‌های کاغذیِ عقل، به جای آنکه انسان را به اوج رساند، او را در ورطه‌ای خطرناک می‌افکند و به هلاکت می‌کشاند. در روایات نیز داریم که وقتی از امام علی (ع) دربارهٔ قضا و قدر پرسیدند، ایشان فرمودند: «طریق مظلم لا تسلکو، بحر عمیق لا تلجو، سر الله لا تتکلفوا.» یعنی این راهی تاریک است، دریایی عمیق است و راز خداوند است؛ خود را به زحمت نیندازید و به آن نزدیک نشوید.

مولانا خود نیز با بیانی شیوا می‌فرماید: ای کمان و تیرها برساخته / صید نزدیک و تو دور انداخته فلسفی خود را ز اندیشه بکشت / گو بدو کو را سوی گنج است پشت

او بر این باور است که هرچه فیلسوف بیشتر می‌دود و می‌کوشد، از مراد خود دورتر می‌شود، نه نزدیک‌تر. این درست در مقابل فرمان قرآنی «جاهدوا فینا» (در ما بکوشید) است؛ نه «جاهدوا عنا» (از ما بکوشید). پس این پرهای کاغذیِ تفکر فلسفی، هوسی در شما برمی‌انگیزد، اما به جای پرواز حقیقی، شما را به زمین می‌کوبد و راه را بر ادراک حقیقی، که از طریق دل و نه از راه صرفاً عقلانی می‌گذرد، می‌بندد.

نکات کلیدی

  • پرهیز از تهور بیجا و ریسک‌های غیرعاقلانه در اموری که توانایی آن را نداریم.
  • هشدار در برابر تقلید کورکورانه از اهل فن یا کسانی که بخت یارشان بوده است، بدون داشتن مهارت و دانش لازم.
  • توسعهٔ این پند به ساحت فکر و فلسفه؛ پرهیز از کنکاش در رازهای الوهی که فراتر از ظرفیت عقل محدود ماست.
  • فلسفه‌ورزی بی‌حد و حصر، بال‌های کاغذی است که به جای اوج‌گیری حقیقی، به سقوط و دوری از مقصد می‌انجامد.
  • صوفیان، بر خلاف مسیر تاریخ علم و صنعت، بر عدم بسط جهان مادی و پرهیز از مشغله‌های بی‌مورد ذهنی تأکید داشتند.

Sources: d6-s28 · 06:12:00 d6-s28 · 07:51:00 d6-s28 · 09:09:00 d6-s28 · 11:39:00 d6-s28 · 13:55:00 d6-s28 · 15:41:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.