لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۶۷

M6:1367 — پیش ازین رمزی بگفتستیم ازین / این و آن را تو یکی بین دو مبین

پیش ازین رمزی بگفتستیم ازیناین و آن را تو یکی بین دو مبین
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1367

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیش از این رمزی از این حقیقت با تو گفتیم؛ این جهان موجود و آن جهان ناموجود را یکی ببین، نه دو چیز جداگانه.

معنا: مولانا تأکید می‌کند که قبلاً به این نکته اشاره کرده‌ایم که هستی و نیستی، یا امور موجود و ناموجود، در حقیقت دو روی یک سکه‌اند و باید آن‌ها را یکپارچه دید، نه دوگانه‌ای جدا از هم.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای کانونی و عمیق اشاره می‌کند که پیش‌تر نیز آن را رمزگونه بیان کرده است؛ یعنی یگانگی هست و نیست. این یکی از معدود مواردی است که مولانا در مثنوی به گذشتهٔ سخن خود ارجاع می‌دهد، که خود نشان از اهمیت والای این موضوع نزد او دارد.

من این را چنین می‌فهمم که «نیستی»، آن‌طور که مولانا می‌فرماید، مخزن و سرچشمهٔ صنع الهی است. «نیستی در انجلا» یعنی وقتی حقایق ناموجود جلوه‌گر می‌شوند، آن‌گاه می‌فهمیم که منبع و مخزن اصلی آفرینش در آنجا نهفته است. هستی‌های کنونی، تمام واقعیت را نشان نمی‌دهند؛ مخزن خدا بسیار بزرگ‌تر و پربارتر از آن است که تنها در قالب «هست‌ها» نمود پیدا کند.

بنابراین، نظر ما همواره باید به سوی «نیست‌ها» باشد. به سوی آن علم‌هایی که نداریم، آن درخت‌هایی که نکاشته‌ایم، و آن فرزندانی که هنوز نیامده‌اند. ما با «مرکب امروز» به سوی آینده، بلکه به سوی «نیست‌ها» می‌شتابیم تا آن‌ها را «هست» کنیم، یعنی به فعلیت برسانیم. این جهان موجود، فقط بخشی از واقعیت است؛ بخش عظیم‌تر و سرچشمه‌بخش آن، در جهان بالقوه و نایافتنی نهفته است.

مولانا با مثال‌های گوناگون این معنا را تبیین می‌کند: پارچهٔ ندوخته (که پتانسیل لباس شدن دارد)، چوب نتراشیده (که پتانسیل ده‌ها نوع شکل گرفتن را داراست) و پای شکسته (که پتانسیل بهبودی را در خود دارد). همهٔ این‌ها، «نیست‌ها»یی هستند که در خود «قوه» و «پتانسیل» دارند و دست یک فاعل لازم است تا آن‌ها را به فعلیت برساند.

پس، حکمت اصلی اینجا این است: این «هست» (آنچه که اکنون موجود است) و آن «نیست» (آنچه هنوز به وجود نیامده اما بالقوه است) را تو یکی ببین، نه دو چیز جداگانه. این دو، جنبه‌های مختلف یک حقیقت واحدند؛ هستی، تجلی نیستیِ سابق است و نیستی، بستر هستیِ آتی. این همان دیدگاه بی‌صورتی است که صورت‌ها را از دل آن بی‌صورتی و عدمیت برآمده می‌بیند، درست مانند آبی که شکل هر ظرفی را می‌گیرد یا نفس (دم) در نی که بدون صورت خاصی، منشأ همهٔ صورت‌های موسیقایی می‌شود. نباید این‌ها را دو قطب متضاد دانست، بلکه دو مرحله از جریان دائمی آفرینش الهی.

نکات کلیدی

  • «نیستی» مخزن و سرچشمهٔ صنع الهی است؛ منبع بالقوهٔ همهٔ هستی‌ها.
  • مولانا تاکید می‌کند که هستی و نیستی را نباید دوگانه دید، بلکه باید آن‌ها را دو جنبه از یک حقیقت واحد دانست.
  • آنچه اکنون موجود است، تنها بخشی از واقعیت است؛ بخش اعظم آن در امور «نیامده» و «بالقوه» نهفته است.
  • رجوع مولانا به سخن پیشین خود، نشان از اهمیت بنیادی یگانگی هست و نیست دارد.
  • با مثال‌هایی چون پارچهٔ ندوخته و چوب نتراشیده، مولانا توضیح می‌دهد که فعلیت یافتن، منوط به ظرفیت‌های نهفته در نیستی است.

Sources: d6-s28 · 32:00 d6-s28 · 33:39 s09 [04:40] s10 [01:00:21]

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.