لوستل دفتر ۶ د سلطان محمود او هندي غلام کیسه بيت ۱۴۱۳

M6:1413 — صبر اگر کردی و الف با وفا / از فراق او نخوردی این قفا

صبر اگر کردی و الف با وفااز فراق او نخوردی این قفا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1413

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر صبوری می‌ورزیدی و با وفا یار می‌شدی، این سیلیِ فراق را نمی‌خوردی. معنا: این بیت خطاب به کسی است که از فراق و جدایی رنج می‌برد؛ مولانا می‌گوید که اگر در برابر فراق، صبور و باوفا می‌بودی، هرگز طعم تلخ این جدایی را نمی‌چشیدی و این رنج به تو نمی‌رسید.

شرح

این بیت در ادامهٔ بحث مولانا در باب «فقر» و «مجاهده با خویشتن» می‌آید. فقر، آن گذشتن از موجود است برای رسیدن به معدوم؛ رسیدن به آنچه هنوز نیست اما باید ساخت و به دنبالش بود. مولانا به ما گوشزد می‌کند که در این مبارزه با نفس و در این سیر الی‌الله، «صبوری» کیمیای اصلی است. کیمیایی که هیچ معجونی به پای آن نمی‌رسد، چنان که خود فرموده: «صد هزاران کیمیا حق آفرید / کیمیایی همچو صبر آدم ندید.»

این بیت به صراحت بیان می‌کند که ناکامی‌ها و رنج‌هایی که از «فراق» و دوری از اصل نصیب ما می‌شود (یعنی همین «قفا» یا سیلی‌ای که می‌خوریم)، نه از جفای یار است، بلکه محصول بی‌صبری و بی‌وفایی خود ماست. اگر انسان در مسیر جدایی، خویشتن‌دار باشد و رها نکند «رشتهٔ وفا» را، و در برابر دوریِ یار، شکیبایی بورزد، این سیلی فراق به او نخواهد رسید. این نکته‌ای عمیق است: مولانا نمی‌گوید خداوند شما را می‌زند؛ می‌گوید شما خودتان، با بی‌صبری‌تان، این سیلی را از فراق دریافت می‌کنید. فراق اینجا چون یک حریف سخت، یا به قول غزالی، چون یک «یار بدخو» است که باید در مصاحبتش صبر ورزید تا خویشتن تهذیب شود و به خوش‌خویی رسید. فراق فی‌نفسه رنج‌دهنده نیست، بلکه بی‌تابی ما در برابر فراق است که رنج می‌آفریند.

به عبارت دیگر، فراق را باید «مبارزه‌ای» برای ساختن «خویشتن» دانست. آن‌کسی که صبوری می‌کند، فراق را به فرصتی برای پختگی تبدیل می‌کند. اما کسی که بی‌صبری می‌کند، در این جدال با خود، شکست می‌خورد و سیلی می‌خورد. این همان نکته‌ای است که مولانا در جای دیگر می‌گوید: «موی کج چون پردهٔ گردون شود / گر همه اجزات کج شد چون شود؟» اگر ما خود کج‌بین و کج‌خو باشیم، عالم به کام ما کج جلوه می‌کند و فراق هم به جای معلمی، رنجی جان‌کاه می‌شود. پس این قفا، در واقع سیلیِ خودخواهی و بی‌تابیِ ماست که در قامت فراق ظهور می‌کند.

نکات کلیدی

  • صبر و وفا، کیمیای اصلی در مسیر سیروسلوک معنوی و مجاهده با خویشتن است.
  • رنج فراق، نتیجهٔ بی‌صبری و بی‌وفاییِ ماست، نه مجازات از سوی معشوق.
  • فراق، فرصتی برای تهذیب نفس و پختگی معنوی است که بی‌صبری آن را به رنج تبدیل می‌کند.
  • مبارزه با نفس و تحمل سختی‌ها، خود وسیله‌ای برای رشد و تکامل است.

Sources: d6-s29 · 00:08:22 d6-s29 · 00:10:00 d6-s29 · 00:11:14 d6-s28 · 69:59:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.