لوستل دفتر ۶ د سلطان محمود او هندي غلام کیسه بيت ۱۴۳۳

M6:1433 — از زن دیگر گرش آوردیی / بر وی این جور و جفا کم کردیی

از زن دیگر گرش آوردییبر وی این جور و جفا کم کردیی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1433

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر این کودک را از همسری دیگر می‌داشتی، هرگز این‌چنین جور و جفایی بر او روا نمی‌دیدی و این قدر او را به رنج نمی‌انداختی. معنا: مادر جاهل، سختی‌های تحصیل را جفا می‌شمارد و می‌پندارد که پدر از سر کینه به او، با فرزند چنین رفتاری می‌کند و اگر بچه از زن دیگری بود، پدر مهربان‌تر می‌شد.

شرح

این بیت از آن جملاتی است که مولانا آن را در دهان مادری جاهل می‌گذارد، مادری که از سر مهربانی‌های غافلانه و سطحی، گمان می‌کند پدری که فرزند را به مکتب می‌فرستد، در حق او ستم روا می‌دارد. این مادر به پدر می‌گوید: «اگر این فرزند از زنی دیگر بود، تو این‌چنین جفا بر او روا نمی‌داشتی. چون او فرزند من است و تو با من کینه داری، از این رو بر او سخت می‌گیری و به مکتبش می‌فرستی.» او تصور می‌کند که رنج درس و مدرسه «جور و جفا» است، در حالی که پدر (که در اینجا نماد عقل است) خیر و صلاح درازمدت فرزند را می‌بیند.

مولانا در ادامه این داستان، تفسیری عمیق‌تر از این مادر و پدر به دست می‌دهد. بی‌گمان باید به یاد داشت که این تمثیل، ریشه در روان‌شناسی و فلسفهٔ دوران مولوی دارد که زن را عمدتاً نماد «نفس» و مرد را نماد «عقل» می‌دانستند. من بی‌تردید از چنین تعمیم‌هایی عذر می‌خواهم، اما برای فهم اندیشهٔ مولوی، باید به زمینهٔ تاریخی آن توجه داشت. ارسطو و دیگر فیلسوفان قدیم نیز چنین اعتقاداتی داشتند و زنان را «ناقص‌العقل» می‌خواندند؛ با این استدلال که غلبهٔ احساسات بر عقل، مانع از قضاوت بی‌طرفانه می‌شود. این نگاه در تفکر زمانه غالب بود و مولانا نیز در تمثیل‌های خود از آن بهره می‌برد، اما با تفسیری عارفانه.

در این تمثیل، «مادر» (نفس) پیوسته به دنبال راحتی و شیرینی‌های لحظه‌ای است و از هرگونه رنج و مشقت دوری می‌جوید، حتی اگر آن رنج برای رشد و اعتلای فرزند (یعنی روح انسان) ضروری باشد. حال آنکه «پدر» (عقل راد) با دیدی عمیق‌تر و دوراندیشانه، می‌داند که گاهی «سیلی بابا به از حلوای او» است. این ضرب‌المثل دیرین، حقیقت محوری این حکایت است. آنچه از نظر نفس «جور و جفا» می‌نماید، از منظر عقل عین تربیت و سازندگی است. این روایت مولانا نه تنها دربارهٔ تربیت فرزند، بلکه دربارهٔ تربیت نفس خویشتن است. نفسِ انسان نیز همچون همین مادر جاهل، غالباً از آنچه برای رشد و کمال او لازم است (مانند ریاضت، خودسازی، تحمل سختی‌ها) روی گردان است و آن را جفا می‌پندارد. اما عقلِ راد، می‌داند که بدون تحمل این «جور و جفا»ی ظاهری، گشایشی در کار نیست؛ «اولش تنگی و آخر صد گشاد».

نکات کلیدی

  • مهربانی جاهلانه مادر (نفس)، که فقط راحتی ظاهری را می‌بیند، می‌تواند مانع رشد و کمال فرزند (روح) شود.
  • سختی‌ها و به ظاهر «جفا»های پدر (عقل)، در واقع تربیت و خیرخواهی عمیق برای سعادت درازمدت است.
  • تمثیل مادر و نفس و پدر و عقل، نشان‌دهندهٔ کشمکش درونی انسان میان شهوات و عقلانیت است.
  • «سیلی بابا به از حلوای او»؛ رنج‌های ضروری برای رشد، باارزش‌تر از راحتی‌های زودگذر هستند.
  • گشایش حقیقی در ابتدا با تنگی و مشقت همراه است؛ «اولش تنگی و آخر صد گشاد».

Sources: d6-s29 · 00:32:38 d6-s29 · 00:30:13 d6-s29 · 00:34:43

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.