لوستل دفتر ۶ په دې تقریر کې یوه کیسه چې په رنځ کې صبر کول د یار له فراق څخه په صبر کولو ډیر اسانه دي بيت ۱۷۷۶

M6:1776 — دیده‌ای عمری تو داد و داوری / وانگه از نادیدگان ناشی‌تری

دیده‌ای عمری تو داد و داوریوانگه از نادیدگان ناشی‌تری
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1776

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو یک عمر داد و داوری روزگار را دیده‌ای، / اما از کسانی که چیزی ندیده‌اند، خام‌تر و ناشی‌تری. معنا: این بیت ملامتی‌ست بر کسی که با وجود گذراندن عمر و مشاهدهٔ قضاوت‌ها و فراز و نشیب‌های جهان، هیچ پند و پختگی‌ای کسب نکرده و همچنان خام‌دل باقی مانده است.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخنانی از مولانا می‌آید که شنونده را به خواندن «فسانهٔ عشق‌بازان» دعوت می‌کند، اما بلافاصله پس از آن، زبان به ملامت می‌گشاید. این خود نشان می‌دهد که مولانا از چه نوع خام‌دلی و بی‌خبری گله‌مند است. می‌فرماید که تو در طول عمرت، داد و داوری‌های جهان را به چشم دیده‌ای، یعنی جهانی که خود یک محکمهٔ قضاوت است؛ دیده‌ای که چه کسی به حق خود رسید و چه کسی نرسید، چه عدلی جاری شد و چه ستمی. تو این همه را مشاهده کردی و درگیرش بودی، اما حیرت‌انگیز اینکه از این همه تجربه، پند نگرفتی و پخته نشدی.

تعبیر «نادیدگان» کسانی هستند که به‌ظاهر هیچ ندیده‌اند، آنان که خام و ناپخته‌اند. اما مولانا معتقد است که مخاطبش حتی از همین نادیدگان نیز ناشی‌تر است. واژهٔ «ناشی» از ریشهٔ نشئت به‌معنای کسی است که تازه سر برآورده، تازه‌روئیده و بی‌تجربه است. در فارسی امروزی نیز وقتی می‌گوییم «فلانی ناشی است»، یعنی کاربلد نیست. اینجا مولانا می‌خواهد بگوید که تو، با همهٔ آن تجربهٔ ظاهری، در سیر پختگی روحی حتی از کسانی که تجربه‌ای ندارند، عقب‌تری؛ گویی که هرچه دیده‌ای، تو را از حقیقت دورتر کرده است.

پیش از این بیت، مولانا با تمثیل «قدید» (گوشت خشک‌شده و کهنه) و «ترک‌جوش» (نیم‌پخته) به این شخص سرزنش کرده بود که: «بس بجوشیدی در این عهد مدید / ترک‌جوش هم نگشتی ای قدید.» یعنی ای گوشت خشکیده و بی‌خاصیت، تو در این مدت طولانی جوشیدی و تقلا کردی، اما حتی به مرحلهٔ نیم‌پختگی هم نرسیدی. این استعاره، تفاوت میان تجربهٔ صرف و تحول درونی را به‌روشنی نشان می‌دهد. تجربهٔ زندگی، اگر با تفکر و تأمل و پختگی نفس همراه نباشد، چیزی جز تکرار مکررات و دوندگی بی‌هدف نیست.

این نقد مولانا دقیقاً بر آن نوعی از «غفلت» اشاره دارد که شخص در عالم حضور دارد، نظاره‌گر است، اما نه تنها دل او متحول نمی‌شود، بلکه این حضور سطحی، او را از حقیقتِ درونیِ پدیده‌ها دورتر می‌سازد. پختگی حقیقی از آنِ کسی است که از مشاهدهٔ جهان بیرونی، به درون خود راه می‌یابد و «خویشتن» را باز می‌شناسد. این بیت دعوتی است به تأمل و تبدیل تجربه به حکمت، ورنه، زندگی، خود یک عمر طولانی از «خامی» خواهد بود، نه پختگی.

نکات کلیدی

  • تجربهٔ صرف، بدون تحول درونی، بی‌ارزش است؛ دیدن داد و داوری جهان بدون پندآموزی، خامی را می‌افزاید.
  • ناشی‌بودن واقعی، نتیجهٔ عدم پختگی روح است، حتی اگر عمر دراز و پر از مشاهده باشد.
  • مولانا در این بیت به اهمیت تأمل و نفوذ در باطن پدیده‌ها، به‌جای اکتفا به ظواهر، اشاره می‌کند.
  • این ملامت، دعوت به سوی «خویشتن‌شناسی» و رشد باطنی است؛ نقد نگاهی که از مشاهدات، حکمت نمی‌گیرد.

Sources: d6-s39 · 02:01:13 d6-s39 · 02:02:15 d6-s39 · 02:03:00 d6-s39 · 02:03:15

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.