لوستل دفتر ۶ د بې واسطې کسب څخه د روزي غوښتونکي فقیر د کیسې پاتې برخه بيت ۱۸۴۲

M6:1842 — این متیم نیز زاریها نمود / هم ز میدان اجابت گو ربود

این متیم نیز زاریها نمودهم ز میدان اجابت گو ربود
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1842

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این عاشق دل‌داده نیز، بسیار زاری و لابه کرد، و در نهایت گوی اجابت الهی را از میدان کامیابی ربود (یعنی به مراد خود رسید). معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه یک عاشقِ شیدا، با وجود همهٔ درد و زاری، در پیِ دعاهای خود از درگاه الهی پاسخ می‌گیرد و به هدف خویش دست می‌یابد.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن مولانا از «خف و رفع» الهی می‌آید؛ همان خفض و رفعی که در سورهٔ واقعه نیز هست و به معنای بالا بردن و پایین آوردن، یا به تعبیر دقیق‌تر، دگرگون کردن احوال است. کار جهان و ذات خداوند، در جنبش دائمی خفض و رفع است. این‌که مولانا از «متیم» (عاشق دل‌داده) سخن می‌گوید که «زاری‌ها نمود»، حکایت از همین چرخه دارد؛ زاری و لابه، خود بخشی از همین فرایند «خفض» است که انسان را در معرض گشایش و «رفع» قرار می‌دهد. «متیم» واژه‌ای است که در اشعار متنبی بسیار به کار رفته و مولانا نیز به آن علاقه داشته، هرچند که شمس تبریزی او را از خواندن دیوان متنبی منع کرد.

من می‌گویم که این زاری و لابهٔ عاشقانه، نه از سر ناامیدی یا بدگمانی به خداوند است، بلکه گامی ضروری در مسیر وصل و اجابت است. همچنان که در ادامهٔ همین بحث می‌بینیم که چگونه نومیدی موقت می‌تواند به امید دوباره بدل شود. این «گو ربودن از میدان اجابت» یعنی رسیدن به مراد و مقصود، و این کامیابی با همین زاری‌ها میسر می‌شود. این خود جلوه‌ای از تقلب احوال است؛ گاه انسان در «خفض» است، گویی در چاهی فرو رفته، و گاه به «رفع» می‌رسد، به اوج می‌رود. این دگرگونی‌ها تنها مختص احوال فردی نیست، بلکه در کل جهان ساری و جاری است: از خفض و رفع زمین و آسمان گرفته تا تغییر فصل‌ها و دگرگونی روز و شب، یا صحت و رنجوری مزاج ما. همهٔ این‌ها نمایشگر همین دو صفت الهی‌اند.

پس، لابه و زاری عاشق، نه شکایتی از سر سستی است، بلکه موتور محرکی است که او را به میدان اجابت می‌کشاند و به او توان «گو ربودن» می‌دهد. این یک «زاری» از سر ضعف نیست، بلکه زاری‌ای است از سر شوق و خواستن؛ خواستنی که عاقبت به اجابت می‌رسد. این زاری، نه آن تنهایی اگزیستانسیالیستی است که انسان خود را رها شده و بی‌همراه می‌یابد، بلکه «جدایی» است؛ جدایی از کسی که می‌دانی بود و هست و باز خواهد پذیرفت. پس، این متیم با همین زاری‌ها، همچون گوی‌بازی ماهر، گوی کامیابی را از میدان می‌رباید.

نکات کلیدی

  • زاری و لابهٔ عاشقانه، نه نشانهٔ ضعف، بلکه گامی ضروری در مسیر وصول به اجابت الهی است.
  • مفهوم «خف و رفع» (پایین بردن و بالا بردن احوال)، اصل حاکم بر جهان و سرنوشت انسان است که زاری را به اجابت پیوند می‌زند.
  • «متیم» یا عاشق شیدا، با وجود درد و فراق، از پافشاری در طلب دست نمی‌کشد و در نهایت گوی مراد را می‌رباید.
  • این زاری از جنس «جدایی» است، نه «تنهایی»؛ یادآورِ وصلی است که در انتظار است، نه رهاشدگی مطلق.
  • پذیرش دائمی دگرگونی‌ها و فراز و نشیب‌های زندگی (خف و رفع)، کلید دستیابی به کامیابی است.
  • موفقیت و رسیدن به مقصود، محصول استقامت و طلب بی‌وقفه‌ای است که در نهایت به «گو ربودن» منجر می‌شود.

Sources: d6-s41 · 00:24:30 d6-s41 · 03:01:01 d6-s41 · 03:08:00 s02 [00:00:00]

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.