لوستل دفتر ۶ د بې واسطې کسب څخه د روزي غوښتونکي فقیر د کیسې پاتې برخه بيت ۱۹۰۴

M6:1904 — چون به خوی خود خوشی و خرمی / پس چه از درخورد خویت می‌رمی

چون به خوی خود خوشی و خرمیپس چه از درخورد خویت می‌رمی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1904

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از آنجا که با طبع و سرشت خود در خوشی و خرمی هستی، پس چرا از آنچه که برای طبیعت تو مناسب و سزاوار است، فرار می‌کنی؟

معنا: این بیت به انسان یادآور می‌شود که اگر با ذات و سرشت خویش در صلح و شادی است، نباید از لوازم و مقتضیات همان سرشت که رزق اوست، روی بگرداند. باید آنچه را که با طبیعتش سازگار است، بپذیرد و دنبال کند.

شرح

این بیت در بستر بحث مولانا دربارهٔ «عدل الهی» و «سازمان‌دهی عالم» جای می‌گیرد. مولانا اینجا از زبان حق سخن می‌گوید، یا دست‌کم از زبان یک عارف که حقایق هستی را می‌بیند. او پیش‌تر فرموده بود که خداوند «هر کسی را جفت کرده عدل حق / پیل را با پیل و بق را جنس بق»، یعنی هر موجودی با آنچه مناسب طبع اوست، قرین شده است. در ادامه، این حکمت الهی به رزق و نصیب انسان نیز تسری می‌یابد: «لایق آنکه بدو خو داده‌ایم / درخور آن رزق بفرستاد، رزق بفرستاده‌ایم». حق، مطابق با سرشت و خویی که به هر موجودی بخشیده، رزق و تقدیر مناسب او را نیز فراهم کرده است. یکی را «عاشق نان» ساخته و دیگری را «مست جانان».

اینجاست که مولانا با لحنی قاطع و صریح، مخاطب را به تأمل وامی‌دارد: «چون به خوی خود خوشی و خرمی / پس چه از درخورد خویت می‌رمی». اگر کسی از ماهیت و جوهر وجودی خود، از خصلت‌ها و تمایلات طبیعی‌اش راضی و خرسند است، چرا باید از آنچه که عیناً با این طبیعت همخوان و درخور است، بگریزد؟ این بیت فراخوانی است به خودشناسی و خودپذیری؛ به اینکه انسان نه‌تنها خوی خود را بشناسد، بلکه از لوازم و پی‌آمدهای آن نیز استقبال کند.

من بارها گفته‌ام که مولانا، برخلاف برخی دیگر از شعرا، جهان را «قهرخانه» یا «کج‌رفتار» نمی‌بیند. او جهان را «جنت» می‌بیند و هرگونه شکایت از جهان را ناشی از کجی در درون خود انسان می‌داند. در چنین جهانی، اگر عدل حق هر کسی را با جفت خویش همراه کرده و هر سرشتی را با رزق متناسبش، پس گریز از این «درخور خوی» چه معنایی دارد؟ این فرار نشان از عدم هماهنگی درونی و عدم پذیرش تقدیر حکیمانه دارد. این سخن ربطی به جبر ندارد؛ بلکه سازمان‌دهی حکیمانهٔ عالم است. طبیعت‌ها و استعدادها متفاوت آفریده شده‌اند و هر کدام مسیر خاص خود را دارند.

مولانا در بیت بعدی این حقیقت را به بهترین شکل تشریح می‌کند: «مادگی خوش آیدت چادر بگیر / رستمی خوش آمدت خنجر بگیر». اگر طبیعت تو لطافت و ظرافت زنانه را می‌پسندد، پس چادر حجابت را برگیر و در آن به خوشی باش. و اگر خوی تو مردانگی و پهلوانی را می‌طلبد، پس خنجر رستم را بردار و در میدان باش. این انتخاب‌ها، انتخاب‌های آزادانه‌ای نیستند که بتوان از هرکدام به دیگری جهید؛ بلکه برآمده از «خو» و «استعداد»ی است که از ابتدا به تو داده شده است. پذیرش این تفاوت‌ها و عمل بر مقتضای آن، عین سعادت و خرمی است. گریختن از آن، چیزی جز تعارض با خود و جهان نیست. این «سودای سر بالا» است که باید در ما باشد؛ سودای شناخت و پذیرش این رزق‌های گوناگون. همان‌طور که قرآن دربارهٔ منکران خود می‌گوید «و تجعلون رزقکم انکم تکذبون»؛ رزق انکار، کذب است. رزق معرفت، حضور و وصل.

نکات کلیدی

  • بپذیرید آنچه را که متناسب با طبع و سرشت وجودی شماست.
  • اگر از ذات خود خشنود هستید، از لوازم آن نگریزید.
  • عدل الهی هر موجودی را با رزق و تقدیر متناسب با خوی او قرین کرده است.
  • گریز از آنچه با طبیعتتان سازگار است، نشانگر عدم هماهنگی درونی است.
  • این جهان منظم و حکیمانه است؛ هر موجودی سهم و مسیر خود را دارد.
  • خودپذیری و عمل بر مقتضای استعدادهای درونی، کلید سعادت و خرمی است.

Sources: d6-s42 · 58:29:00 d6-s42 [01:00:30:00] d6-s42 [01:01:14:00] d6-s42 [01:04:19:00] d6-s42 [01:05:58:00] d6-s42 [01:07:19:00] d6-s42 [01:10:32:00] d6-s42 [01:24:19:00]

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.