لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۵۸۴

M6:2584 — ترسد ار آید رضا خشمش رود / انتقام و ذوق آن فایت شود

ترسد ار آید رضا خشمش رودانتقام و ذوق آن فایت شود
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2584

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: می‌ترسد که اگر رضایت (یا آرامش) بیاید، خشمش از میان برود و انتقام‌جویی و لذت آن از دست برود.

معنا: این بیت به سرشت خشم‌های نفسانی می‌پردازد و بیان می‌کند که عجله در انتقام گرفتن، از ترس از دست دادن لذت ناشی از آن است؛ چرا که اگر خشم فروکش کند، دیگر از انتقام‌جویی لذتی نخواهد برد.

شرح

در این بیت، مولانا به یکی از دقیق‌ترین ظرایف روان‌شناختی خشم و انتقام می‌پردازد و مرزی روشن میان تأدیب الهی و خشم نفسانی ترسیم می‌کند. من بر این باورم که این تمایز، کلید فهم بسیاری از رفتارهای بشری است که زیر نقاب «عدالت» و «صلاح» پنهان می‌شوند.

مولانا می‌فرماید: آن خشم و عقوبتی که از بهر خداست، هرگز عجولانه نیست. در آن، شتاب و بی‌تابی جایی ندارد، چرا که با حلم و مغفرت الهی درآمیخته است. اما آن خشم که از طبع و ذات نفسانی ما سرچشمه می‌گیرد و عارضی‌ست، ویژگی بارز آن، شتاب و عجله است. چرا؟ چون این خشم نفسانی از این می‌ترسد که اگر مدتی تأنی و صبر شود، «رضا» یعنی آرامش و رضایت درونی، فرا رسد و با آمدن رضا، خشم از دل رخت بربندد. آنگاه «انتقام و ذوق آن فوت شود»؛ یعنی دیگر آن لذت مچاله‌کردن دشمن، آن کیف انتقام‌جویی، از دست برود و نچشیده بماند. دقیقاً همین «ترس از فوت ذوق»، این «طبع شیطانی» است که انسان را به عجله در تنبیه و فروکوفتن فرامی‌خواند.

من این را همانند اشتهای کاذب می‌بینم. کسی که اشتهای کاذب دارد و سیر است، اما هوس غذای لذیذی کرده، عجله می‌کند تا مبادا آن لذت را از دست بدهد. اما کسی که اشتهای صادق دارد و واقعاً گرسنه است، می‌تواند با تأنی غذا بخورد و از آن لذت ببرد. خشمِ صادق (یعنی خشم الهی برای اصلاح)، تأنی دارد؛ خشم کاذب (خشم نفسانی برای ارضای خود)، شتابان است.

در تاریخ بارها دیده‌ایم که دیکتاتورها و حاکمان مستبد، در اوج مستی خشم و غضب، دست به جنایاتی زده‌اند — فرزندان خود را کور کرده یا کشته‌اند — و بعدها که مستی از سرشان پریده، با پشیمانی بی‌حاصلی روبرو شده‌اند. این‌ها دقیقاً همان کسانی بودند که از فوت ذوق انتقام می‌ترسیدند. این عجله در ستم، نه تنها بلا را دفع نمی‌کند، بلکه به قول دلقک در داستان، رخنه‌های دیگر بلا را می‌گشاید. راه چاره دفع بلا، احسان و عفو و کرم است، نه ستم و شتاب در مجازات. این بیت در حقیقت یک درس عمیق روانکاوی از سرشت خشم بشری است؛ نقابی که «خیر» بر چهره می‌زند، اما در بطن خود، شیطنت نفس را پنهان کرده است.

نکات کلیدی

  • خشم نفسانی، به دلیل ترس از دست دادن لذت انتقام، عجول است.
  • خشم الهی همراه با حلم و تأنی است، نه شتاب‌زدگی.
  • عجله در تنبیه، نشانه‌ای از منشأ نفسانی خشم است، نه الهی بودن آن.
  • لذت انتقام، انگیزه‌ای شیطانی است که انسان را به ستم فرامی‌خواند.
  • راه دفع بلا و ستم، نه انتقام، بلکه عفو و احسان است.

Sources: d6-s58 · 01:01:22 d6-s58 · 01:03:06 d6-s58 · 01:04:47 d6-s58 · 01:06:50

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.