لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۶۲۵

M6:2625 — قبله را چون کرد دست حق عیان / پس تحری بعد ازین مردود دان

قبله را چون کرد دست حق عیانپس تحری بعد ازین مردود دان
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2625

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که دست حق قبله را آشکار ساخت، پس از آن، دیگر تحقیق و جستجو برای یافتن قبله را باطل بدان.

معنا: این بیت بیان می‌کند که وقتی حقیقت یا راهنمای راستین کاملاً آشکار شد، دیگر نیازی به تحقیق و تفحص و جستجوی بیشتر نیست و باید تسلیم آن حقیقت شد.

شرح

این بیت، که از نگین‌های مثنوی است، بر یک اصل بنیادین در عرفان تأکید می‌ورزد: اینکه طلب و جستجو، یعنی «تحرّی»، تا زمانی رواست که قبله و حقیقت راه از دیده پنهان باشد. اما آنگاه که «دست حق» قبله را عیان کرد، دیگر تحرّی نه تنها بی‌مورد، که «مردود» است. یعنی هرگونه چون و چرا و طلب دلیل و حجت، دیگر پذیرفته نیست. مولانا در اینجا قاطعانه می‌فرماید که وقتی حقیقت به تمام قد بر تو ظاهر شد، یا وقتی مرادی کامل و شیخی اصلح را یافتی که خود «عین راه» است، دیگر مجال چون و چرا باقی نمی‌ماند. پیر خود راه است، خود صراط مستقیم است؛ در برابر او باید تسلیم محض بود، نه آنکه او را بیازمایی یا از او دلیل بطلبی.

استدلال و اقامه حجت، ابزاری است برای یافتن حقیقت در تاریکیِ شک و عدم معرفت. اما وقتی «مجسمه حقیقت» روبروی ما نشسته است، چرا باید به دنبال برهان و استدلال باشیم؟ اینجاست که مولانا می‌گوید: «پیر را بگزین و عین راه دان». او دلیلی بر حقانیت خویش اقامه نمی‌کند، بلکه خود دلیل است. او خود مقصد و مستقر را روشن می‌سازد و چون مقصد آشکار شد، دیگر نگاه کردن به اطراف و پرسیدن از این و آن، بی‌معناست؛ فقط باید سر پایین انداخت و در مسیر او گام برداشت.

با این حال، من باید نکته‌ای نقادانه اضافه کنم. در روزگار ما، توصیه به چنین تسلیم مطلقی بسیار دشوار و حتی خطرناک است. مولانا در دورانی می‌زیست که شاید تشخیص «اصلح» از «کاذب» آسان‌تر بود، یا دست‌کم مدعیان دروغین کمتر بودند. اما امروز، که «سفلی و علوی به هم آمیختند» و نیک و بد و پاک و تیره چنان در هم تنیده‌اند که تشخیصشان برای ما بسی دشوار، اگر نگوییم محال است، نمی‌توانیم این درس را به جوانان توصیه کنیم. ما مسئولیم که از «کفران نعمت عقلانیت» پرهیز کنیم. تسلیم کورکورانه، در دنیای پر از فریب، به «عقل‌فروشی» و «سعادت‌فروشی» می‌انجامد. البته این هرگز به معنای بی‌اعتنایی به آموزه مولانا نیست؛ بلکه به معنای تأکید بر هوشیاری و تمییز مداوم است. خود مولانا نیز در جای دیگر از «خطرِ قبله‌شناس» سخن می‌گوید که اگر آدمی تمییزده را ناسپاسی کند و به قبله حقیقی پشت کند، اندیشه قبله‌شناس از او می‌جهد و اسیر قبله‌های باطل می‌شود. پس اگر قبله حقیقی را نشناسی، آنگاه به هر باطلی سجده خواهی برد و این فاجعه‌بار است. بنابراین، اصل در اینجا بر ضرورت شناخت و تسلیم در برابر حقیقت عریان است، اما راه تشخیص این حقیقت در عصر ما، خود محل تأمل است.

نکات کلیدی

  • جستجو و تحقیق تا زمانی رواست که حقیقت (قبله) پنهان باشد؛ با ظهور حقیقت، «تحری» مردود می‌شود.
  • شیخ یا مراد کامل، خود «عین راه» و تجلی حقیقت است؛ در برابر او باید تسلیم محض بود و چون و چرا نکرد.
  • مولانا طلب استدلال را در برابر حقیقت عریان بی‌مورد می‌داند؛ خود حقیقت، برهانِ خود است.
  • در روزگار معاصر، توصیه به تسلیم مطلق در برابر مدعیان حقیقت، نیازمند هوشیاری و تمییز فراوان است تا به «عقل‌فروشی» نینجامد.
  • غفلت از قبله حقیقی و ناسپاسی در برابر راهنمای راستین، آدمی را به سوی قبله‌های دروغین و گمراهی می‌کشاند.

Sources: d6-s60 · 47:31 d6-s60 · 48:57 d6-s60 · 54:15 d6-s60 · 54:50 d6-s60 · 55:30 d6-s60 · 56:10

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.