لوستل دفتر ۶ د موږک او چونګښې د اړیکې کیسه او د دواړو پښې په یوه اوږده تار سره تړلې وې او د زاغ لخوا د موږک پورته کول او د چونګښې ځړیدل او ژړا او له غیر جنس سره د اړیکې او له خپل جنس سره د نه جوړیدو پښیماني بيت ۲۶۵۹

M6:2659 — صرصری بر عاد قتالی شده / مر سلیمان را چو حمالی شده

صرصری بر عاد قتالی شدهمر سلیمان را چو حمالی شده
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2659

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همان بادی که بر قوم عاد مخرب و کشنده شد، برای سلیمان مانند باربر و حمال گشت. معنا: این بیت به دوگانه بودن قدرت نیروهای طبیعی اشاره دارد؛ اینکه چگونه باد صرصر، که عامل نابودی قوم عاد بود، تحت فرمان سلیمان نبی به ابزاری مطیع و خدمتکار بدل شد.

شرح

مولانا در این بیت به یک نکتهٔ بسیار مهم در باب نیروهای طبیعت و رابطهٔ آنها با انسان‌های برگزیده و پیامبران اشاره می‌کند؛ نکته‌ای که در قرآن کریم نیز به روشنی آمده است. من می‌خواهم اینجا قدری توقف کنم و این مسئله را برای شما روشن‌تر کنم.

از یک سو، باد صرصر را داریم، همان طوفان سهمگینی که به تعبیر قرآن، خداوند آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر قوم عاد مسلط کرد: «سَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیَالٍ وَثَمَانِیَةَ أَیَّامٍ حُسُومًا فَتَرَی الْقَوْمَ فِیهَا صَرْعَیٰ کَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِیَةٍ» (حاقه، آیه 7). این طوفان ویرانگر، به مجازات سرپیچی قوم عاد از فرمان صالح پیامبر و کشتن ناقه او، زندگی آنان را در هم پیچید و بدن‌هایشان را چون تنه‌های پوسیدهٔ درخت خرما بر زمین افکند. این تصویری است از قدرت ویرانگر طبیعت، آنگاه که به فرمان الهی، نقشی قتالی و نابودکننده می‌یابد.

اما همین باد، با همین نیرو و عظمت، برای سلیمان نبی، نقشی کاملاً متفاوت ایفا می‌کند: «مر سلیمان را چو حمّالی شده». سلیمان، به فرمان خداوند، بر باد تسلط داشت و آن را به خدمت خود درآورده بود. اینجاست که مولانا به یک افسانهٔ تفسیری اشاره می‌کند که در قرآن به صراحت نیامده، اما در بسیاری از تفاسیر و روایات عرفانی دیده می‌شود؛ همان «قالیچهٔ سلیمان» که در تخیلات عامه، تختی عظیم و شناور بر باد بود. البته در قرآن صرفاً آمده که باد مسخر سلیمان بود، اما جزئیات قالیچه، با هزاران صندلی طلایی برای بزرگان و حتی دیوان و حیوانات، بیشتر شبیه به روایاتی است که بعدها در تفاسیر و کتب قصه راه یافته و از یک شهر متحرک بر باد سخن می‌گویند. مولانا به زیبایی این نیروی طبیعت را نه تنها «حمال» و باربر، بلکه «جاسوس» سلیمان نیز می‌خواند، که پنهانی سخنان افراد را می‌شنید و به گوش او می‌رساند.

این نکته‌ای بسیار عمیق است: یک نیروی واحد، در دو بستر متفاوت، دو کارکرد متضاد پیدا می‌کند. این همان قدرت مطلق خداوند است که می‌تواند یک پدیدهٔ طبیعی را هم مایهٔ قهر و هلاکت کند و هم مایهٔ لطف و خدمت. باد، خود از خویشتن هیچ اراده‌ای ندارد؛ او آینه‌ای است که فرمان الهی در آن منعکس می‌شود و هر جا که ارادهٔ خداوند قرار گیرد، باد نیز بدان سمت می‌وزد. و البته، این اراده را، انسان‌های کامل و پیامبران، به اذن الهی، می‌توانند به کار گیرند.

مولانا با این تمثیل، نه فقط به داستان‌های قرآنی اشاره می‌کند، بلکه به یک اصل کلی‌تر می‌رسد: جهان هستی، با تمام عناصرش، زبانی پنهان دارد که اولیاء و انبیاء آن را درمی‌یابند. همان‌طور که پیشتر هم گفتم، ارتباط فقط با زبان گفتاری نیست؛ وقتی دکمهٔ آسانسور را می‌زنید، یا خاک را می‌کنید، در واقع دارید با طبیعت حرف می‌زنید. پیامبران، این زبان را به نهایت خویش می‌دانند و می‌بینند که چگونه باد، هم پیام قهر الهی را برای عاد می‌برد، و هم پیام حکمت و سلطنت را برای سلیمان.

نکات کلیدی

  • قدرت طبیعت دوگانه است: می‌تواند ویرانگر باشد (مانند طوفان عاد) یا مسخر فرمان و خدمتگزار (مانند باد سلیمان).
  • تصرف پیامبران در طبیعت، نشانه‌ای از اراده و قدرت مطلق الهی است که از طریق انسان‌های کامل جلوه‌گر می‌شود.
  • مولانا در مثنوی از روایات قرآنی و همچنین افسانه‌ها و حکایات تفسیری رایج بهره می‌برد و میان آنها تمایز می‌نهد.
  • عناصر هستی دارای «زبان» خاص خود هستند که اولیاء الهی قادر به درک و تعامل با آن می‌باشند.

Sources: d6-s61 [1:07:01:00] d6-s61 [1:08:06:00] d6-s61 [1:09:17:00] d6-s61 [1:10:06:00]

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.