لوستل دفتر ۶ د شپې د غلو کیسه، چې سلطان محمود په شپه کې د هغوی په منځ کې راغی او ویې ویل چې زه له تاسو څخه یو یم او د هغوی له حالاتو څخه خبر شو تر پایه بيت ۲۸۹۷

M6:2897 — باطل‌اند و می‌نمایندم رشد / زانک باطل باطلان را می‌کشد

باطل‌اند و می‌نمایندم رشدزانک باطل باطلان را می‌کشد
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2897

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن چیزها باطل و نیست هستند، اما خود را به من حق و هدایت نشان می‌دهند. زیرا که هر باطلی، باطل دیگری را به سوی خود می‌کشاند. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه امور ناپایدار و غیرحقیقی خود را به شکل حق جلوه می‌دهند و انسان، به دلیل سرشت باطل‌گونه‌اش، ناخواسته به سوی آن‌ها کشیده می‌شود.

شرح

این بیت، با لحنی ژرف و فلسفی، به ماهیت فریبنده امور باطل و جاذبه‌شان برای انسان می‌پردازد. مولانا «باطل» را صرفاً به معنای نادرست نمی‌گیرد، بلکه آن را «عدم»، «پوک» و «نیست» می‌شمارد. این همان معنایی است که پیامبر اکرم (ص) در وصف بیت مشهور عربی «الا کل شیء ما خلا الله باطل / و کل نعیم لا محالة زائل» به کار بردند و فرمودند «اصدق بیت قالته العرب»؛ یعنی راست‌ترین شعری که عرب‌ها سروده‌اند. همه چیز جز خداوند باطل است، یعنی هیچ و عدم است. مولانا در این بیت می‌گوید که این امور باطل، که در ذات خود تهی و بی‌معنی هستند، خود را «رشد» می‌نمایانند. «رشد» در اینجا به معنای حق و هدایت است که از ریشه «ارشاد» می‌آید. یعنی آنچه نیست و حقیقتی ندارد، خود را به شکل حقیقت و راهگشا نشان می‌دهد و اینجاست که فریب آغاز می‌شود. اما چرا انسان به سوی این امور باطل کشیده می‌شود؟ پاسخ مولانا در مصراع دوم است: «زانک باطل باطلان را می‌کشد». این یک قانون کلی در عالم است؛ همجنسان همدیگر را جذب می‌کنند. چون انسان نیز در برابر وجود مطلق حق، نوعی «باطل» است — یک هستی مشروط و وابسته، یک نیستی در هیئت هستی — به سوی امور باطل دیگر کشیده می‌شود. این جذب، حکایت از یک همگونی پنهان دارد. انسان که خود از نیستی آمده و در راه فناست، به چیزهایی که رنگ هستی مجازی دارند و از حقیقت تهی‌اند، تمایل می‌یابد. مولانا در ادامه مثنوی این قاعده جذب همجنس را با تمثیل‌های گوناگون توضیح می‌دهد: کاه و کهربا، معده و نان، جگر تشنه و آب، چشم و زیبایی‌ها، و مغز و بوهای خوش. همه این‌ها نشان می‌دهند که چگونه هر چیزی به آنچه هم‌سنخ اوست متمایل می‌شود. پس اگر امور باطل، باطلان را می‌کشند، دلیلش این است که درون ما نیز رگه‌هایی از باطل و نقص وجود دارد که این هم‌جذبی را ممکن می‌سازد. از این رو، بیت حاوی یک درخواست پنهان از پروردگار است؛ طلبی برای دستگیری و رهایی از این کشش درونی به سوی آنچه نیست و جز فریب نیست. این فریادی است از بنده‌ای که خود را در معرض این فریب می‌بیند و یارای مقابله بی‌کمک را ندارد.

نکات کلیدی

  • «باطل» در نگاه مولانا، نه صرفاً نادرست، که «عدم» و «نیستی» است.
  • امور باطل خود را در پوشش «حق» و «رشد» به انسان می‌نمایانند.
  • سرشت باطل‌گونه انسان (هستیِ مشروط) عامل جذب او به سوی امور باطل است.
  • اصل «همجنس همجنس را می‌کشد» قانون کلی برای جذب درونی و بیرونی است.
  • بیت دربردارندهٔ طلب کمک پنهان از خداوند برای رهایی از جاذبه باطل است.

Sources: d6-s66 · 00:27:04 d6-s66 · 00:30:56 d6-s66 · 00:32:17

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.