لوستل دفتر ۶ د هغه سړي مصر ته رسیدل او په شپه کې د شپې له خوا د کوڅې ته وتل د غلا او خیرات لپاره او د عسس لخوا د هغه نیول او د ډیرو ټپونو خوړلو وروسته له عسس څخه د هغه هدف ترلاسه کیدل او (عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم) او د خدای تعالی وینا (سیجعل الله بعد عسر یسرا) او د پیغمبر (ص) وینا (اشتدّی ازمّة تنفرجی) او ټول قرآن او نازل شوي کتابونه په دې تقریر کې بيت ۴۲۵۲

M6:4252 — ناگهانی خود عسس او را گرفت / مشت و چوبش زد ز صفرا  ناشکفت

ناگهانی خود عسس او را گرفتمشت و چوبش زد ز صفرا  ناشکفت
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4252

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ناگهان، خودِ عسس او را به چنگ آورد و به خاطر خشم و تندخویی‌اش، با مشت و چوب به او ضربه زد و هیچ رحم و مروتی از خود نشان نداد. معنا: این بیت ماجرای دستگیری ناگهانی و ضرب و شتم درویش گدا توسط پاسبان را روایت می‌کند که از سر خشم و سوءظن، بی‌رحمانه او را می‌زند و مهربانی نمی‌کند.

شرح

این بیت، صحنه‌ای مهیج و دردناک از حکایت آن درویش بغدادی را به تصویر می‌کشد که در شب، به قصد گدایی از خانه بیرون آمده و ناگهان در چنگ عسس گرفتار می‌شود. نکتهٔ کانونی اینجاست که مولانا عمل عسس را به «صفرا»ی او پیوند می‌زند؛ «مشت و چوبش زد ز صفرا ناشکفت». صفرا نزد حکمای قدیم، علت خشم و تندمزاجی بود و مولانا خود در جای دیگر آن را به تنگ‌حوصلگی و زود جوش آوردن افراد با «مزاج گرم» ترجمه می‌کند. پس، این عسس از سر بدخلقی و تنگ‌روحی، که مزاج صفراوی‌اش به او تحمیل کرده، بی‌رحمانه درویش را می‌نوازد و هیچ «شکفتگی» و گشایشی در دلش راه نمی‌یابد تا به حال او ترحم کند.

اما این رویداد تنها معلول خلق و خوی فردی عسس نیست، بلکه در بستر اجتماعی و حکومتی زمان خود نیز ریشه دارد. مولانا بلافاصله پس از این بیت به این نکته اشاره می‌کند که در آن شب‌ها، دزدان بسیار شده بودند و حاکم شهر نیز حکمی قاطع صادر کرده بود که هر که شب‌هنگام در کوچه دیده شد، دستش بریده شود، حتی اگر از خویشان خود حاکم باشد. او عسس‌ها را نیز به شدت تهدید کرده بود که بر دزدان رحم نکنند و عشوه و زر (رشوه) ایشان را نپذیرند. این نکته، بُعدی عمیق‌تر به ماجرا می‌بخشد: خشونت عسس نه فقط از صفرا و طبع تند، بلکه از فشار و ترسی که از جانب حکومت بر او وارد می‌شده نیز نشأت می‌گیرد؛ او در موقعیتی قرار گرفته که باید بی‌رحمانه عمل کند تا خود مورد مواخذه قرار نگیرد.

مولانا این حکایت را به نامه‌ای از امام علی (ع) به مالک اشتر پیوند می‌زند که در آن بر «عام» در برابر «خاص» تأکید شده و ضرورت فدا کردن مصلحت جزء (انگشت گزیده) برای حفظ کل (پیکر) یادآوری می‌شود. این سختی و ضرب و شتمی که بر درویش بی‌گناه می‌رود، در نگاه مولانا یک آزمایش و شدت گرفتنِ «ازمه» است. پیش از این، من بارها تأکید کرده‌ام که مولانا به حدیث شریف «اشْتَدِّي أَزْمَةُ تَنْفَرِجِي» عمیقاً باور دارد؛ یعنی سختی چنان باید اوج بگیرد تا ناگهان به گشایش بدل شود. این کتک خوردن درویش، اوج آن شدت و مشقتی است که مقدمهٔ فرج و گشایش او خواهد شد؛ چرا که به او فرصت می‌دهد تا «حال راست» خود را بازگوید و صدق گفتارش، دل عسس را «بشکفاند» و او را به حقیقت رهنمون شود. پس این بیت نه فقط وصف یک واقعهٔ خشن، که تصویری از منطق جهان مولاناست: بی‌رحمیِ ظاهری، گاه پله‌ای است برای رسیدن به گشایش و ظهور حقیقت.

نکات کلیدی

  • خشم (صفرا) و سوءظن می‌تواند قلب انسان را سخت و بی‌رحم کند و مانع از درک حقیقت شود.
  • فشارهای بیرونی و حکومتی گاهی به رفتارهای بی‌رحمانه و تعصب‌آمیز دامن می‌زنند.
  • این ضرب و شتم، مرحله‌ای از «شدت گرفتنِ ازمه» است که در نهایت به گشایش و ظهور حقیقت منجر می‌شود.
  • مصیبت‌ها و سختی‌های ناگهانی، می‌توانند فرصتی برای آزمون صبر و بیان حقیقت باشند.
  • مولانا خشونت را از دریچه حکمت الهی می‌بیند؛ رنجِ ظاهر گاه مقدمهٔ گشایشِ باطن است.

Sources: d6-s95 · 02:50:00 d6-s95 · 01:41:45 d6-s95 · 01:57:25

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.