لوستل دفتر ۶ د هغه سړي مصر ته رسیدل او په شپه کې د شپې له خوا د کوڅې ته وتل د غلا او خیرات لپاره او د عسس لخوا د هغه نیول او د ډیرو ټپونو خوړلو وروسته له عسس څخه د هغه هدف ترلاسه کیدل او (عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم) او د خدای تعالی وینا (سیجعل الله بعد عسر یسرا) او د پیغمبر (ص) وینا (اشتدّی ازمّة تنفرجی) او ټول قرآن او نازل شوي کتابونه په دې تقریر کې بيت ۴۲۵۳

M6:4253 — اتفاقا اندر آن شب‌های تار / دیده بُد مردم ز شب‌دزدان ضرار

اتفاقا اندر آن شب‌های تاردیده بُد مردم ز شب‌دزدان ضرار
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:4253

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اتفاقاً در آن شب‌های تاریک، مردم از دزدان شب‌رو زیان‌های بسیاری دیده بودند. معنا: این بیت وضعیت را شرح می‌دهد که در زمان وقوع این ماجرا، دزدی‌های شبانه افزایش یافته بود و مردم از آن‌ها خسارت‌های زیادی متحمل شده بودند.

شرح

این بیت در بستر داستانی خاصی در مثنوی مطرح می‌شود که به رویارویی مردی گدا با عسس در شب می‌پردازد. حقیقت این است که مولانا در اینجا صرفاً قصد گزارش یک وضعیت اجتماعی را دارد: اوضاع چنان بود که دزدی‌های شبانه، «شب‌دزدان ضرار»، فراوان شده و مردم از این بابت «ضرر» و زیان بسیاری دیده بودند. این فضا بستر مناسبی را برای توجیه تندی و بی‌رحمی عسس فراهم می‌کند که به دلیل افزایش ناامنی و دستور شدید حاکم، هر غریبه‌ای را در شب هدف تفتيش و تنبیه قرار می‌داد.

اما اگر بخواهیم از سطح گزارش رویداد فراتر رویم و به نگاه مولانا بنگریم، این بیت نیز همچون بسیاری از تمثیل‌های مثنوی، نه صرفاً روایتی از یک وضعیت، بلکه محملی برای بیان حقایق عمیق‌تر است. گرفتاری مرد گدا در این «شب‌های تار» و رنجی که از دست عسس می‌بیند، نمونه‌ای از «عُسر» و سختی‌های ظاهری است که خداوند وعده داده پس از آن «یُسر» و آسانی فرا خواهد رسید. همان‌طور که در قرآن می‌بینیم: «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم» و «سیجعل الله بعد عسر یسرا». آدمی در مواجهه با مشکلات، اغلب دچار «فقر ابتکار تصور» می‌شود؛ یعنی گمان می‌کند این وضعیت جاودانه است و پایانی ندارد. مولانا اما پیوسته به ما می‌آموزد که عالم در گذر است؛ نه غم پایدار است و نه شادی. این «شب‌های تار» و «ضرار» نیز گذراست و در نهایت به گشایش و فرجی می‌انجامد که داستان مرد گدا و یافتن گنج نمونه‌ای از آن است.

در سطح کلان‌تر، فرمان حاکم به عسس برای قطع دست دزدان، حتی خویشان، بی‌رحمی صرف نیست، بلکه مصداق همان قاعده «اصبع ملدوغ» است؛ یعنی انگشت گزیده‌شده را باید برید تا زهر به کل پیکر سرایت نکند. به عبارت دیگر، رنج «خاص» باید فدای سلامت «عام» شود تا جامعه از «ضرر» فراگیر حفظ گردد. مولانا با این تمثیل، هرچند در بستر حکمی خشن، به یک اصل مهم حکمرانی اشاره می‌کند که گاهی برای دفع شر بزرگتر، فدا کردن جزء اجتناب‌ناپذیر است. این‌ها همه نشان می‌دهد که حتی در توصیف یک شب تار و پرخطر، مولانا نگاهی چندوجهی به هستی و تدبیر الهی دارد؛ ظاهراً سختی است، اما باطناً مقدمهٔ خیر و گشایشی بزرگتر است.

نکات کلیدی

  • ظواهر امور فریبنده است؛ شب‌های تاریک و ضررِ دزدان، مقدمهٔ گشایشی بزرگتر است.
  • فهم انسان در مواجهه با سختی‌ها محدود است؛ اغلب گمان می‌کند رنج او جاودان است، حال آنکه عالم در گذر است.
  • اصل قرآنی «بعد عسر یسرا» در بطن این ماجرا نهفته است: پس از هر سختی، آسانی و فرج خواهد آمد.
  • گاه فدا کردن رنج «خاص» برای حفظ سلامت «عام» ضروری است، همانند بریدن انگشت گزیده‌شده برای نجات پیکر.

Sources: d6-s95 · 02:50:00 d6-s95 · 01:41:45

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.