Ler› Livro 5› Seção 107 ← anterior · seguinte →
بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانهای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر میگیرند به سخره گفت مبارک خر میگیرند تو خر نیستی چه میترسی گفت خر به جد میگیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند
A história daquele homem que, por medo, atirou-se em uma casa, com o rosto amarelo como açafrão, os lábios roxos como índigo, as mãos tremendo como folhas de árvore. O dono da casa perguntou: “Que bom? Que aconteceu?” Ele disse: “Lá fora, estão pegando burros para forçar ao trabalho.” O dono da casa disse: “Estão pegando burros abençoados. Tu não és um burro, por que tens medo?” Ele respondeu: “Estão pegando burros a sério. A distinção desapareceu hoje. Temo que me tomem por burro.”
- M5:2535 آن یکی در خانهای در میگریختزرد رو و لب کبود و رنگ ریخت
- M5:2536 صاحب خانه بگفتش خیر هستکه همی لرزد ترا چون پیر دست
- M5:2537 واقعه چونست چون بگریختیرنگ رخساره چنین چون ریختی
- M5:2538 گفت بهر سخرهٔ شاه حرونخر همیگیرند امروز از برون
- M5:2539 گفت میگیرند کو خر جان عمچون نهای خر رو ترا زین چیست غم
- M5:2540 گفت بس جدند و گرم اندر گرفتگر خرم گیرند هم نبود شگفت
- M5:2541 بهر خرگیری بر آوردند دستجدجد تمییز هم برخاستست
- M5:2542 چونک بیتمییزیانمان سرورندصاحب خر را به جای خر برند
- M5:2543 نیست شاه شهر ما بیهوده گیرهست تمییزش سمیعست و بصیر
- M5:2544 آدمی باش و ز خرگیران مترسخر نهای ای عیسی دوران مترس
- M5:2545 چرخ چارم هم ز نور تو پرستحاش لله که مقامت آخرست
- M5:2546 تو ز چرخ و اختران هم برتریگرچه بهر مصلحت در آخری
- M5:2547 میر آخر دیگر و خر دیگرستنه هر آنک اندر آخر شد خرست
- M5:2548 چه در افتادیم در دنبال خراز گلستان گوی و از گلهای تر
- M5:2549 از انار و از ترنج و شاخ سیبوز شراب و شاهدان بیحسیب
- M5:2550 یا از آن دریا که موجش گوهرستگوهرش گوینده و بیناورست
- M5:2551 یا از آن مرغان که گلچین میکنندبیضهها زرین و سیمین میکنند
- M5:2552 یا از آن بازان که کبکان پرورندهم نگون اشکم هم استان میپرند
- M5:2553 نردبانهاییست پنهان در جهانپایه پایه تا عنان آسمان
- M5:2554 هر گره را نردبانی دیگرستهر روش را آسمانی دیگرست
- M5:2555 هر یکی از حال دیگر بیخبرملک با پهنا و بیپایان و سر
- M5:2556 این در آن حیران که او از چیست خوشوآن درین خیره که حیرت چیستش
- M5:2557 صحن ارض الله واسع آمدههر درختی از زمینی سر زده
- M5:2558 بر درختان شکر گویان برگ و شاخکه زهی ملک و زهی عرصهٔ فراخ
- M5:2559 بلبلان گرد شکوفهٔ پر گرهکه از آنچ میخوری ما را بده
- M5:2560 این سخن پایان ندارد کن رجوعسوی آن روباه و شیر و سقم و جوع