Citește› Daftar 1› Dăunarea măririi oamenilor și a devenirii o țintă a degetelor› Distih 1874
M1:1874 — تا توانی بنده شو، سلطان مباش / زخم کش چون گوی شو، چوگان مباش
M1:1874
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
این بیت توصیه میکند که در مسیر معنوی، به جای ریاستطلبی و میل به تأثیرگذاری، باید فروتنی، خدمتگزاری و پذیرش سختیها را برگزید.
مولانا در این بخش از مثنوی، خطرات ستایش شدن توسط دیگران و شهرت را بیان میکند. او توضیح میدهد که چگونه مدح و تحسین، نفس انسان را مانند فرعون، مغرور و خودبزرگبین میکند. این بیت، راهکار اصلی را برای مقابله با این آفت ارائه میدهد.
راهکار مولانا دو وجه دارد که در دو مصراع بیان شده است: ۱. بنده باش، نه سلطان: به جای تلاش برای سروری، قدرت و مورد توجه بودن، راه بندگی و خدمتگزاری را انتخاب کن. «سلطان» نماد کسی است که امر میکند، در مرکز توجه است و دیگران او را ستایش میکنند؛ دقیقاً همان چیزی که نفس را فاسد میکند. در مقابل، «بنده» نماد فروتنی، تسلیم و خدمت است.
- گوی باش، نه چوگان: مولانا از تمثیل بازی چوگان استفاده میکند. «چوگان» ابزار فعال و زنندهی ضربه است؛ نماد اراده، کنترل و قدرت. اما «گوی» منفعل است و ضربات چوگان را تحمل میکند و به هر سو که او بخواهد میرود. «زخمکش بودن» یعنی پذیرای تقدیر الهی و سختیهای راه سلوک بودن، بدون مقاومت و خودرأیی. سالک باید مانند گوی در برابر ارادهی حق تسلیم باشد، نه اینکه مانند چوگان، خود بخواهد بازی را اداره کند.
- زخمکش
- کسی که زخم و ضربه را تحمل میکند، پذیرای سختیها
- گوی
- توپ در بازی چوگان
- چوگان
- چوب خمیدهای که با آن در بازی به گوی (توپ) میزنند
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.