Citește› Daftar 1› Despre acest hadith: „Într-adevăr, Domnul vostru are în zilele vieții voastre suflări divine; așadar, expuneți-vă lor”› Distih 1978
M1:1978 — آدمی کو مینگنجد در جهان / در سر خاری همی گردد نهان
M1:1978
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
انسان، با آنکه روح و ظرفیتی به وسعت کل هستی دارد، خود را اسیر و گرفتار یک دلبستگی کوچک و حقیر دنیوی میکند.
این بیت به تضادی شگفتانگیز در وجود انسان اشاره میکند. مولانا میگوید انسان، این موجودی که از نظر روحی و معنوی آنقدر بزرگ است که کل جهان برایش کوچک است (اشاره به مقام «خلیفة الله» و اینکه عالم کبیر در عالم صغیر انسانی نهفته است)، به طرز عجیبی میتواند تمام این عظمت را فراموش کند و خود را در «سر یک خار» پنهان سازد.
«خار» در اینجا نماد دلبستگیهای کوچک دنیوی، شهوات نفسانی، و موانع حقیر راه معنوی است. این خار همان «مغیلان» (بوته خار) است که در ابیات قبل، شترِ نفس به آن تمایل داشت و از گلستان معنویت که بر پشتش حمل میکرد، غافل بود. بنابراین، بیت بیان میکند که چگونه یک موجود با ظرفیت بینهایت، به خاطر یک مانع یا وابستگی ناچیز، از حرکت و جولان در عالم معنا باز میماند و تمام هستیاش تحتالشعاع آن امر کوچک قرار میگیرد. این گرفتاری، حجاب دیدن حقیقت و بهره بردن از نفحات الهی میشود.
- کو
- که او، کسی که
- مینگنجد
- جا نمیشود، ظرفیتش بیشتر است
- سر خار
- نوک یک خار، کنایه از چیزی بسیار کوچک و حقیر
- همی گردد
- میشود، میگردد (فعل کمکی برای استمرار در فارسی کلاسیک)
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.