Citește› Daftar 5› Comparația gândurilor cotidiene care apar în inimă cu un oaspete nou care sosește în casă de dimineață, și meritul ospitalității, al primirii cu drag a oaspeților, chiar dacă acesta este autoritar și neplăcut cu stăpânul casei› Distih 3697
M5:3697 — تو مخوان دو چار دانگش ای جوان / بوک نجمی باشد و صاحبقران
M5:3697
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
ای جوان، فکری را که به سراغت میآید کوچک و بیاهمیت نشمار؛ شاید که این فکر، پدیدهای بسیار مبارک و سرنوشتساز باشد.
مولانا در این بخش از مثنوی، افکار و بهویژه اندیشههای غمانگیز و ناخوشایند را به مهمانانی تشبیه میکند که به خانهی دل ما وارد میشوند. او تأکید میکند که باید با این مهمانان، هرچند ظاهری عبوس و ناخوشایند داشته باشند، با احترام و گشادهرویی برخورد کرد، زیرا ممکن است حامل خیر و برکتی پنهان باشند.
این بیت مشخصاً به ما هشدار میدهد که این «فکر-مهمان» را تحقیر نکنیم و آن را پدیدهای کمارزش و بیمقدار (دو چار دانگ) ندانیم. مولانا میگوید شاید این فکر در ظاهر ناچیز، در باطن همچون «نجمی» درخشان یا یک «صاحبقران» باشد. «صاحبقران» در نجوم قدیم به فردی گفته میشد که در لحظهی قران دو سیارهی سعد (مانند مشتری و زهره) به دنیا آمده و از این رو، بسیار خوشطالع، قدرتمند و تاریخساز است.
بنابراین، پیام این است که یک فکر به ظاهر منفی یا کوچک، میتواند منشأ تحولی بزرگ و مبارک در زندگی ما باشد و نباید با بیاعتنایی و تحقیر، خود را از برکات احتمالی آن محروم کنیم. این نگاه، بخشی از حکمت بزرگتر مولاناست که هر پدیدهای در عالم را فرستادهای از جانب حق میداند و ما را به گشودگی در برابر پیامهای پنهان آن دعوت میکند.
- صاحبقران
- در اصل، کسی که در زمان قران دو سیاره سعد به دنیا آمده؛ کنایه از فرد بسیار خوشطالع، قدرتمند و موفق.
- دو چار دانگ
- اصطلاحی برای مقدار کم و ناچیز؛ بیارزش، بیاهمیت.
- بوک
- شاید، امید است که، باشد که.
- نجم
- ستاره؛ کنایه از چیزی درخشان، راهنما و خوشیمن.
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.