Citește Daftar 6 Aflarea de către străin de moartea șefului poliției și pocăința sa pentru încrederea în creaturi și bazarea pe darurile creaturilor, amintindu-și de binecuvântările lui Dumnezeu și întorcându-se la Dumnezeu pentru păcatul său: „Apoi cei care nu cred în Domnul lor sunt drepți” Distih 3142

M6:3142 — در چه دنیا فتادند این قرون / عکس خود را دید هر یک چه درون

در چه دنیا فتادند این قرونعکس خود را دید هر یک چه درون
✦ Redați acest beyt în Română

M6:3142

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این نسل‌ها در چه دنیایی گرفتار آمده‌اند؟ هر یک از آنان تصویر خود را در ته چاهی دیدند (و آن را حقیقت پنداشتند). معنا: این بیت به انسان‌هایی اشاره می‌کند که در دام دنیای مادی افتاده و گمان می‌کنند آنچه می‌بینند واقعیت است، حال آنکه تنها بازتابی از خودشان است.

شرح

«در چه دنیا فتادند این قرون / عکس خود را دید هر یک چه درون». این بیت، به شکلی موجز و نافذ، یکی از عمیق‌ترین بصیرت‌های مولانا را در باب حقیقت جهان و شناخت نفس آشکار می‌کند. اینجا مولانا بر اندیشه دیرین نوافلاطونی تکیه می‌کند که جهان محسوس ما چیزی نیست جز سایه یا «عکس» عالم حقایق. این مفهومی است که از بطن تفکر عرفانی ما، از جمله در آثار محی‌الدین ابن‌عربی، جاری و ساری است. جهان، همچون آینه‌ای بزرگ، تصاویر را بازمی‌تاباند و ما، در دام این بازتاب‌ها، گاه اصل را از فرع، و حقیقت را از صورت بازنمی‌شناسیم.

مولانا برای توضیح این حقیقت، داستانی را از دفتر اول مثنوی به یاد می‌آورد: داستان شیر و خرگوش. شیری که به پندار خود، در ته چاه شیری دیگر را دید، به خشم در چاه پرید تا با رقیب فرضی بجنگد و خود را هلاک کرد. او نمی‌دانست که تنها «عکس» خویشتن را در آب می‌بیند. این داستان، تمثیلی است برای جهل انسان‌هایی که در «این قرون» زندگی می‌کنند؛ قرون اینجا نه فقط به معنای سده‌ها، بلکه به معنای نسل‌ها و انسان‌های زمانه است که در «چه دنیا»یی گرفتار آمده‌اند که جز بازتابی از خودشان نیست.

نکته روانشناختی و اخلاقی عمیقی که مولانا از این داستان استخراج می‌کند، مفهوم «فرافکنی» است. ای بسا که وقتی ما در دیگری عیب و بدی می‌بینیم و با او به ستیز برمی‌خیزیم، در حقیقت با «عکس» خودمان، با سایه نقص‌ها و زشتی‌های خودمان روبه‌رو هستیم که بر دیگری فرافکنی شده. مولانا با صراحت می‌گوید: «آن عداوت اندر او عکس حق است / کز صفات قهر آنجا مشتق است / و آن گنه در وی ز جنس جرم توست / باید آن خو را ز طبع خویش شست». یعنی آن دشمنی که در دیگری می‌بینی، هم جلوه‌ای از صفات قهری الهی است که در این عالم بازتاب یافته، و هم ریشه در جرم‌ها و عادت‌های زشت خود تو دارد. انسان باید به جای سرزنش و ستیز با «عکس» در دیگری، به اصلاح «اصل» خود بپردازد.

مولانا این دیدگاه را به حواس محدود بشری نیز تعمیم می‌دهد. ما، به قول خودش، «ای زبون شش، غلط در هر ششی» هستیم؛ یعنی در این دنیای شش‌جهت (بالا، پایین، چپ، راست، پیش، پس) که در آن محصوریم، دچار اشتباه و خطا می‌شویم. این جهان پر از سایه‌ها و تصاویری است که ما را از درک اصل بازمی‌دارد. او با لحنی قاطع می‌گوید: «عکس آخر چند پاید در نظر / اصل‌بینی پیشه کن ای کژنگر». این دعوت به «اصل‌بینی»، به بینشی است که فراتر از ظاهر برود و ریشه‌ها و سرچشمه‌ها را جست‌وجو کند؛ چه در جهان هستی و چه در نفس خویش. این اصل‌بینی است که انسان را از ورطه فریب عکس‌ها و سایه‌ها نجات می‌دهد و به وادی حقیقت رهنمون می‌شود. این‌چنین است که عارفان، روانکاوانِ ژرف‌بینِ تاریخ می‌شوند که نه تنها از روان آدمی که از حقیقت هستی پرده برمی‌گیرند.

نکات کلیدی

  • جهان مادی عرصه‌ای از بازتاب‌ها و سایه‌هاست که نباید با اصل اشتباه گرفته شود.
  • فریب خوردن از «عکس خویشتن» (همانند داستان شیر در چاه) به هلاکت معنوی می‌انجامد.
  • بسیاری از عیب‌هایی که در دیگران می‌بینیم، در واقع فرافکنی نقایص درونی خود ماست.
  • مولانا ما را به پاک کردن ریشه‌های بدی در نفس خودمان فرامی‌خواند، نه ستیز با بازتاب‌های آن در دیگران.
  • باید از «کژنگری» و تکیه بر ظواهر پرهیز کرد و به «اصل‌بینی» روی آورد؛ زیرا عکس‌ها فانی و زودگذرند.
  • این جهان کامل است و کجی‌ها در نگرش ماست؛ نه در معماری هستی.

Sources: d6-s70 · 17:02:00 d6-s70 · 18:15:00 d6-s70 · 25:28:00 d6-s70 · 27:09:00

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.