Citește Daftar 6 Distribuirea ajutorului în întregul oraș Tabriz și strângerea unei mici sume, și plecarea străinului la mormântul șefului poliției pentru vizită, și povestirea acestei istorii la mormântul său sub formă de jelire etc. Distih 3290

M6:3290 — هر امیری کو شبانی بشر / آن‌چنان آرد که باشد متمر

هر امیری کو شبانی بشرآن‌چنان آرد که باشد متمر
✦ Redați acest beyt în Română

M6:3290

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر امیری که چوپانیِ انسان‌ها را به عهده می‌گیرد، آن را چنان به انجام می‌رساند که گویی امرشده و فرمانبردار است.

معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که هر حاکمی که مسئولیت هدایت و شبانی مردم را بر عهده می‌گیرد، باید وظیفه‌اش را با تواضع و فرمانبری از اوامر الهی انجام دهد.

شرح

این بیت عمیقاً در بستر سنت نبوی و حکمت حکمرانی جای دارد. مولانا در اینجا به صراحت از ماهیت راستین رهبری سخن می‌گوید، که در سنت اسلامی و متون عرفانی، همواره با استعاره «شَبانی» تبیین شده است. پیامبر گرامی اسلام فرمودند: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» – همه شما چوپانید و همه در برابر رمّه‌تان مسئولید. این تعبیر، هسته اصلی فهم وظیفه حاکم در قبال مردم است؛ حاکم، چوپان است و مردم رمهٔ او.

مولانا تأکید می‌کند که هر امیری که این شبانیِ بشر را بر عهده می‌گیرد، باید آن را «متمر» به انجام رساند؛ یعنی نه از سر اقتدار و سلطه، بلکه با حس فرمانبری و اطاعت از امری بالاتر. او خادم است، نه خواجه. این نکته‌ای است که سعدی نیز به آن اشاره کرده، آنجا که می‌گوید: «گوسفند از برای چوپان نیست، بلکه چوپان برای خدمت اوست.» این نگاه، صددرصد در منافات با هر ایده‌ای از حاکمیت است که حاکم را «ولی» و «آقا» و «سرور» مردم می‌داند، نه وکیل یا خادم آنان. ولایت در این ساحت، تنها به معنای خدمت و مسئولیت‌پذیری است.

این شبانی باید «حلم موساوار» باشد. یعنی همان‌طور که موسیِ کلیم با بره‌ای که از گله رمیده بود با شفقت و اشک و نوازش رفتار کرد و او را بازگرداند، حاکم نیز باید با مردم خود چنین باشد. چوپانی که رمه‌اش را می‌زند، می‌کشد یا بر آن آقایی می‌فروشد، نه رمه‌ای برایش می‌ماند و نه چوپانی‌اش معنایی دارد. مقصود آن است که حاکم باید وقار، صبر، و سعه‌صدر خود را در تحمل «جفای خلق» نشان دهد، بی‌مزد خدمت کند، و در برابر ناسپاسی‌ها وفا بورزد.

خداوند پیامبران را از طریق همین شبانیِ زمینی و گذراندن این امتحانات سخت، برای «پیشوایی جهان» آماده می‌کرد. این مسئولیت‌پذیری و خدمت عاشقانه است که در نهایت به حاکم «چوپانه‌ای» الهی و «روحانیتی بر فراز چرخ مه» می‌بخشد؛ یعنی مقام و منزلت معنوی‌ای که فراتر از هر قدرت زمینی است و همچون انبیا، از همین چوپانی زمینی برکشیده می‌شوند تا «رأی اصفیا» (خاصان خداوند) را کسب کنند.

نکات کلیدی

  • رهبری حقیقی از دید مولانا، خدمتگزاری تواضع‌آمیز و فرمانبرداری از امر الهی است، نه آقایی و سلطه.
  • استعاره شبانی پیامبر (کلکم راع) تأکیدی بر مسئولیت و خدمت حاکم به مردم است، نه حق ولایت بر آنان.
  • مولانا و سعدی در مورد اینکه «چوپان برای گوسفند است، نه برعکس» هم‌داستانند.
  • صفاتی چون حلم موسوی، صبر بر جفا، و سعه صدر برای هر رهبر راستینی ضروری است.
  • امتحان الهی پیامبران در شبانی زمینی، آن‌ها را برای پیشوایی معنوی و جهانی آماده می‌کرد.

Sources: d6-s73 · 01:04:44 d6-s73 · 01:08:01 d6-s73 · 01:17:17

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.