Citește Daftar 6 O poveste, de asemenea, pentru a susține aceasta Distih 377

M6:377 — آرزو جستن بود بگریختن / پیش عدلش خون تقوی ریختن

آرزو جستن بود بگریختنپیش عدلش خون تقوی ریختن
✦ Redați acest beyt în Română

M6:377

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آرزو کردن، خود گریز از حق است؛ و در پیشگاه عدل او، همچون ریختن خون پرهیزگاری‌ست. معنا: این بیت می‌گوید که دنبال کردن آرزوها نوعی تلاش بیهوده برای فرار از تقدیر الهی است، که این خود عملی است مغایر با تقوا و بندگی واقعی.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای بس عمیق اشاره می‌کند که ریشه در توحید افعالی و فهم ما از جایگاه خود در برابر اراده و عدل الهی دارد. او می‌فرماید «آرزو جستن بود بگریختن». این چه گریز و از چه چیزی؟ بی‌هیچ تردیدی، گریز از سیطره‌ی قهر قهاری حق. انسان گاهی می‌کوشد از قبضه قدرت الهی بگریزد، اما این گریختن یک آرزوی خام و محال است. مولانا پیش‌تر (در همین بخش) با قاطعیت توضیح می‌دهد که آدمی حتی در عالم عدم نیز در چنگال حق بود؛ چگونه اکنون که در وجود است می‌تواند از او بگریزد؟ هر عزمی که در ما می‌شکند و هر توفیقی که حاصل نمی‌شود، می‌تواند نشانه‌ای از این قهر الهی باشد که می‌خواهد به ما نشان دهد مغلوبیم و باید از تکبر دست بکشیم.

آرزوها در این میان، نقش دانه را در دام بازی می‌کنند. این جهان به مثابه دامی است و آرزوها دانه‌هایی که انسان را به سوی این دام می‌کشانند و گرفتار می‌کنند. هرگاه آدمی چیزی می‌خواهد، در واقع خود را به بند می‌کشد و راه گریز را بر خود می‌بندد. این همان نگاه بودیستی یا صوفیانه‌ای است که رهایی را در «هیچ نخواستن» می‌بیند؛ «صوفی آن بود که نبود»، یعنی او که از همه آرزوها تهی است. رها کردن آرزوها به گشایشی عظیم می‌انجامد؛ باری سنگین از دوش برداشته می‌شود و انسان سبک‌بال به پرواز درمی‌آید.

بخش دوم بیت، «پیش عدلش خون تقوی ریختن»، عواقب این گریز موهوم را روشن می‌کند. وقتی کسی می‌کوشد از دستان قدرت الهی بجهد یا با اراده‌ی خود، با قهر الهی به مقابله برخیزد، این در حقیقت خون تقوا و پرهیزگاری خویش را ریختن است. تقوا یعنی تسلیم و رضا به قضای الهی؛ یعنی پذیرش اینکه انسان مغلوب اراده‌ی حق است و گریز از آن بی‌معنا. هرگونه عصیان درونی یا آرزوی خلاف مشیت او، نه تنها بی‌فایده است، بلکه به منزله پاره کردن حجاب‌های تقوا و ویران کردن بنیاد بندگی است. این آرزوهای دنیوی، این «جستن»ها، در حقیقت ما را از حضور حق دور می‌کنند و به جای تسلیم به عدل او، به ستیزی نافرجام می‌کشانند که حاصلش جز ریختن خون معنویت و دینداری ما نیست. این نبردی است که پیشاپیش بازنده‌ایم و تنها ثمرش از دست دادن داشته‌های روحانی خودمان است. مولانا در اینجا به ما می‌آموزد که راه رستگاری در رهایی از آرزوها و تسلیم بی‌قید و شرط به عدل و اراده‌ی پروردگار است، نه در آرزو کردنِ گریختن و مقابله با او.

نکات کلیدی

  • آرزوها، دام‌های پنهان قهر الهی‌اند؛ هر خواسته‌ای، بندی بر جان می‌زند.
  • گریختن از اراده‌ی حق امری محال است؛ حتی در عدم نیز انسان از قبضه‌ی او خارج نبود.
  • تسلیم محض به عدل الهی، جوهر تقوا و بندگی است.
  • نبرد با مشیت الهی، راهی باختن است که تنها نتیجه‌اش تخریب بنیادهای معنوی وجود است.
  • رهایی واقعی در بی‌خواهی و رها کردن رشته‌های تعلقات دنیوی است.

Sources: d6-s09 · 00:15:10 d6-s09 · 00:16:00

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.