Citește› Daftar 6› Comparația unui om neglijent care își irosește viața și, la momentul morții, în acea strâmtoare, începe să se căiască și să ceară iertare, cu doliul anual al șiiților din Alep în zilele de Ashura, la poarta Antiohiei, și sosirea unui poet străin dintr-o călătorie și întrebarea sa: „Ce este acest strigăt de doliu?”› Distih 785
M6:785 — این رئیس زفت باشد که بمرد / این چنین مجمع نباشد کار خرد
M6:785
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
شاعر غریب با دیدن جمعیت عزادار، با خود میاندیشد که حتماً شخص بسیار مهم و ثروتمندی درگذشته است، زیرا چنین اجتماع بزرگی برای یک رویداد معمولی شکل نمیگیرد.
این بیت زبان حال شاعری است که به تازگی به حلب رسیده و از مراسم عاشورا بیخبر است. او با دیدن انبوه جمعیت شیعیان که در حال عزاداری و ماتم هستند، از روی ظواهر قضاوت میکند و به اشتباه میافتد.
از نظر او، تنها مرگ یک «رئیس زفت» - یعنی یک شخصیت قدرتمند، ثروتمند و درشتهیکل - میتواند چنین غوغایی به پا کند. او تصور میکند که این سوگواری برای یک واقعهی محلی و معاصر است و عظمت جمعیت را دلیلی بر اهمیت دنیوی متوفی میداند. در واقع، او کاملاً از عمق معنوی و تاریخی این ماتم که برای شهادت امام حسین (ع) و یارانش در کربلا برپاست، غافل است.
مولانا از این موقعیت استفاده میکند تا تفاوت میان نگاه سطحی و درک عمیق را نشان دهد. این شاعر، نماد انسانی است که پدیدههای روحی و معنوی را با معیارهای مادی و دنیوی میسنجد و در نتیجه از درک حقیقت باز میماند. او به دنبال فرصتی برای کسب درآمد از طریق سرودن مرثیه است و همین منفعتطلبی، او را از فهم اصل ماجرا کور کرده است.
- زفت
- درشت، ستبر، بزرگجثه؛ در اینجا کنایه از فرد مهم و ثروتمند
- مجمع
- گردهمایی، اجتماع، جمعیت زیاد
- کار خرد
- کار کوچک، اتفاق بیاهمیت و ناچیز
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.