Citește› Daftar 6› Comparația unui om neglijent care își irosește viața și, la momentul morții, în acea strâmtoare, începe să se căiască și să ceară iertare, cu doliul anual al șiiților din Alep în zilele de Ashura, la poarta Antiohiei, și sosirea unui poet străin dintr-o călătorie și întrebarea sa: „Ce este acest strigăt de doliu?”› Distih 788
M6:788 — مرثیه سازم که مرد شاعرم / تا ازینجا برگ و لالنگی برم
M6:788
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
شاعر غریبه میگوید: «من که شاعر هستم، برای این شخص درگذشته مرثیهای میسرایم تا از این طریق، توشه و پاداشی برای سفرم به دست بیاورم.»
این بیت، اوج سادهلوحی و غفلت شاعر غریبهای را نشان میدهد که به حلب رسیده و با مراسم سوگواری شیعیان در روز عاشورا روبرو شده است. او که از اصل ماجرا بیخبر است، گمان میکند یکی از بزرگان شهر از دنیا رفته و این جمعیت برای او عزاداری میکنند. از آنجا که شغل او شاعری است، بلافاصله این موقعیت را فرصتی برای کسب درآمد میبیند.
کلام او «تا ازینجا برگ و لالنگی برم» نشاندهندۀ نگاه کاسبکارانۀ او به یک مصیبت است. او غم و اندوه دیگران را ابزاری برای تأمین معاش خود میبیند. این بیت، مقدمهای است برای پاسخی تکاندهنده که در ابیات بعدی از یکی از عزاداران میشنود. مولانا از این داستان استفاده میکند تا غفلت انسان از مصیبتهای معنوی بزرگ و حقیقی را نقد کند؛ انسانی که درگیر منافع کوچک و روزمرۀ خود است و از درک وقایع عظیم روحی و تاریخی عاجز مانده است، درست مانند این شاعر که به جای درک ماتم شهادت امام حسین (ع)، به فکر دستمزد و توشۀ راه است.
- مرثیه سازم
- مرثیه بگویم، شعر سوگواری بسرایم
- برگ
- توشه، آذوقه، وسیله سفر
- لالنگی
- پاداش، دستمزد، انعام
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.