Citește Daftar 6 Sidīq (Allah să fie mulțumit de el) povestește întâmplarea lui Bilal (Allah să fie mulțumit de el) și nedreptatea evreilor față de el, și cum el spunea „Ahad, Ahad”, și cum ura evreilor creștea, și povestea acestei întâmplări în fața lui Mustafa (Pacea fie asupra lui) și consultarea pentru cumpărarea lui. Distih 970

M6:970 — توبه کرم و عشق هم‌چون اژدها / توبه وصف خلق و آن وصف خدا

توبه کرم و عشق هم‌چون اژدهاتوبه وصف خلق و آن وصف خدا
✦ Redați acest beyt în Română

M6:970

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: توبه مانند کرم و عشق همچون اژدهاست؛ توبه وصف مخلوقات است و عشق وصف خداست. معنا: مولانا در این بیت توبه را صفتی خرد و از جنس ضعف‌های انسانی می‌بیند، در حالی که عشق را صفتی عظیم، قدرتمند و متعالی می‌شمارد که از اوصاف الهی است.

شرح

مولانا در این بیت مهم، تفکیکی بنیادین میان توبه و عشق قائل می‌شود. او توبه را به کرمی تشبیه می‌کند که در خاک می‌لولد و عشق را به اژدهایی که مظهر قدرت و عظمت و نیروی بیکران است. این تمثیل صرفاً شاعرانه نیست؛ بلکه حامل یک معنای عمیق فلسفی و عرفانی است.

من سال‌هاست در این باب گفته‌ام که مولانا، برخلاف متصوفهٔ زاهدانه و خائفانه‌ای که پیش از او بودند، بر محور عشق سخن می‌گوید، نه خوف و نه توبه. او توبه و صبر را با عشق ناسازگار می‌داند و صریحاً می‌گوید: «عاشقی و توبه با امکان صبر / این محالی باشد ای جان بس ستب.» عاشق وقتی به وادی عشق گام می‌نهد، دیگر نمی‌تواند توبه کند و نمی‌تواند صبر پیشه گیرد. این حالتی‌ست که شخص به قیامت خود رسیده و باب توبه بر او بسته شده است.

نکتهٔ کلیدی و فخیمی که مولانا مطرح می‌کند، معیار تفکیک اوصاف انسانی از اوصاف الهی‌ست. یک معیار سنجش فضیلت‌ها در اخلاق قدما، این بود که آیا می‌توان آن صفت را به خداوند نسبت داد یا خیر. اگر صفتی شایستهٔ خداوند باشد، بی‌گمان فضیلتی عالی‌ست. اینجا مولانا از همین معیار استفاده می‌کند: «توبه وصف خلق و آن وصف خدا.» توبه صفتی‌ست که خاص بندگان و مخلوقات است. مخلوق است که خطا می‌کند، از نقص و قصور خود پشیمان می‌شود و به جبران آن می‌پردازد. اما خداوند بی‌نیاز از توبه است؛ او نقص و خطایی ندارد که بخواهد توبه کند. از سوی دیگر، عشق صفتی‌ست که بی‌هیچ تردیدی به خداوند می‌توان نسبت داد. در قرآن کریم کلمهٔ «حب» و «محبت» فراوان به کار رفته است: «یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَهُ.» ما می‌گوییم خداوند محب است، عاشق است؛ اما هرگز نمی‌گوییم خداوند خائف است یا توبه می‌کند.

پس از منظر مولانا، عشق از اوصاف ذات حق و خداوند بی‌نیاز است، در حالی که توبه صفت بنده‌ای است که گرفتار نقص و خطا شده است. از همین رو، او عشق را برتر و اصیل‌تر از توبه می‌داند. در این نگاه، «عاشقی بر غیر او باشد مجاز.» عشق حقیقی فقط متوجه ذات باری‌تعالی است و هر عشقی غیر از آن، عشقی مجازی و فرعی خواهد بود. این نگرش، نه تنها مقام عشق را بالا می‌برد، بلکه ریشه‌های آن را در ذات حق مستقر می‌کند و توبه را به حاشیهٔ عالم انسانی می‌برد.

نکات کلیدی

  • عشق، صفتی الهی و برتر از اوصاف انسانی چون توبه است.
  • تشبیه عشق به «اژدها»، گویای قدرت، عظمت و فراگیر بودن آن است.
  • توبه، همانند «کرم»، صفتی خرد و نشانهٔ ضعف و قصور بشری است.
  • مولانا عشق را با صبر و توبه ناسازگار می‌داند؛ عاشق دیگر جایی برای این دو ندارد.
  • ملاک الهی بودن یک صفت، نشانهٔ برتری و اصالت آن در جهان‌بینی مولاناست.

Sources: d6-s21 · 00:25:00 d6-s21 · 00:27:21

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.