Читать›
Книга 5›
Раздел 175
0/13
-
M5:4070
گفت ایاز ای مهتران نامورامر شه بهتر به قیمت یا گهر
-
M5:4071
امر سلطان به بود پیش شمایا که این نیکو گهر بهر خدا
-
M5:4072
ای نظرتان بر گهر بر شاه نهقبلهتان غولست و جادهٔ راه نه
-
M5:4073
من ز شه بر مینگردانم بصرمن چو مشرک روی نارم با حجر
-
M5:4074
بیگهر جانی که رنگین سنگ رابرگزیند پس نهد شاه مرا
-
M5:4075
پشت سوی لعبت گلرنگ کنعقل در رنگآورنده دنگ کن
-
M5:4076
اندر آ در جو سبو بر سنگ زنآتش اندر بو و اندر رنگ زن
-
M5:4077
گر نهای در راه دین از رهزنانرنگ و بو مپرست مانند زنان
-
M5:4078
سر فرود انداختند آن مهترانعذرجویان گشته زان نسیان به جان
-
M5:4079
از دل هر یک دو صد آه آن زمانهمچو دودی میشدی تا آسمان
-
M5:4080
کرد اشارت شه به جلاد کهنکه ز صدرم این خسان را دور کن
-
M5:4081
این خسان چه لایق صدر مناندکز پی سنگ امر ما را بشکنند
-
M5:4082
امر ما پیش چنین اهل فسادبهر رنگین سنگ شد خوار و کساد