دفتر ۱ · 25 beyts
بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:223 کُشتن آن مرد بَر دست حکیم نه پی اومید بود و نه ز بیم
- M1:224 او نکُشتش از برای طبع شاه تا نیامد امر و الهامِ اِله
- M1:225 آن پسر را کِش خضر بُبرید حلق سِرِّ آن را در نیابد عام خَلق
- M1:226 آنک از حق یابد او وَحی و جواب هرچه فرماید بود عین صواب
- M1:227 آنک جان بخشد اگر بکشد رواست نایبَست و دستِ او دستِ خداست
- M1:228 همچو اسماعیل پیشش سَر بنه شاد و خندان پیش تیغش جان بده
- M1:229 تا بماند جانت خندان تا ابد همچو جانِ پاکِ احمد با احد
- M1:230 عاشقان آنگه شراب جان کشند که به دست خویش خوبانشان کُشند
- M1:231 شاه آن خون از پی شهوت نکرد تو رها کن بدگمانی و نبرد
- M1:232 تو گمان بُردی که کرد آلودگی در صَفا غِش کی هِلد پالودگی
- M1:233 بهر آنست این ریاضت وین جَفا تا بر آرد کوره از نقره جُفا
- M1:234 بهر آنست امتحانِ نیک و بَد تا بجوشد بر سر آرد زر زَبَد
- M1:235 گر نبودی کارش الهامِ اِله او سگی بودی دراننده نه شاه
- M1:236 پاک بود از شهوت و حرص و هوا نیک کرد او لیک نیکِ بَدنما
- M1:237 گر خَضِر در بحر کشتی را شکست صد درستی در شکست خضر هست
- M1:238 وَهم موسی با همه نور و هنر شد از آن محجوبْ تو بی پر مپر
- M1:239 آن گُل سُرخست تو خونش مخوان مستِ عقلست او تو مجنونش مخوان
- M1:240 گر بدی خون مسلمان کامِ او کافرم گر بُردَمی من نام او
- M1:241 میبلرزد عرش از مدح شَقی بدگمان گردد ز مدحش مُتَّقی
- M1:242 شاه بود و شاهِ بس آگاه بود خاص بود و خاصهٔ الله بود
- M1:243 آن کسی را کش چنین شاهی کُشد سوی بخت و بهترین جاهی کَشد
- M1:244 گر ندیدی سود او در قهرِ او کی شدی آن لطف مُطلق قهرجو
- M1:245 بچّه میلرزد از آن نیشِ حَجام مادر مشفق در آن دم شادکام
- M1:246 نیم جان بستاند و صد جان دهد آنچ در وهمت نیاید آن دهد
- M1:247 تو قیاس از خویش میگیری ولیک دور دور افتادهای بنگر تو نیک
❋