دفتر ۱ · 27 beyts
بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخنها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:2322 زن برو زد بانگ کای ناموسکیش من فسون تو نخواهم خورد بیش
- M1:2323 ترهات از دعوی و دعوت مگو رو سخن از کبر و از نخوت مگو
- M1:2324 چند حرف طمطراق و کار بار کار و حال خود ببین و شرمدار
- M1:2325 کبر زشت و از گدایان زشتتر روز سرد و برف وانگه جامه تر
- M1:2326 چند دعوی و دم و باد و بروت؟ ای ترا خانه چو بیت العنکبوت
- M1:2327 از قناعت کی تو جان افروختی؟ از قناعتها تو نام آموختی
- M1:2328 گفت پیغامبر قناعت چیست؟ گنج گنج را تو وا نمیدانی ز رنج
- M1:2329 این قناعت نیست جز گنج روان تو مزن لاف ای غم و رنج روان
- M1:2330 تو مخوانم جفت کمتر زن بغل جفت انصافم نیم جفت دغل
- M1:2331 چون قدم با میر و با بگ میزنی چون ملخ را در هوا رگ میزنی
- M1:2332 با سگان زین استخوان در چالشی چون نی اشکم تهی در نالشی
- M1:2333 سوی من منگر بهخواری سست سست تا نگویم آنچ در رگهای تست
- M1:2334 عقل خود را از من افزون دیدهای مر من کمعقل را چون دیدهای
- M1:2335 همچو گرگ غافل اندر ما مجه ای ز ننگ عقل تو بیعقل به
- M1:2336 چونکه عقل تو عقیلهٔ مردم است آن نه عقلست آن که مار و کزدم است
- M1:2337 خصم ظلم و مکر تو الله باد فضل و عقل تو ز ما کوتاه باد
- M1:2338 هم تو ماری هم فسونگر، این عجب مارگیر و ماری ای ننگ عرب
- M1:2339 زاغ اگر زشتی خود بشناختی همچو برف از درد و غم بگداختی
- M1:2340 مرد افسونگر بخوانَد چون عدو او فسون بر مار و مار افسون برو
- M1:2341 گر نبودی دام او افسون مار کی فسون مار را گشتی شکار؟
- M1:2342 مرد افسونگر ز حرص کسب و کار در نیابد آن زمان افسون مار
- M1:2343 مار گوید ای فسونگر هین و هین آن خود دیدی فسون من ببین
- M1:2344 تو به نام حق فریبی مر مرا تا کنی رسوای شور و شر مرا
- M1:2345 نام حقم بست، نی آن رای تو نام حق را دام کردی وای تو
- M1:2346 نام حق بستاند از تو داد من من به نام حق سپردم جان و تن
- M1:2347 یا به زخم من رگ جانت برد یا که همچون من به زندانت برد
- M1:2348 زن ازین گونه خشن گفتارها خواند بر شوی جوان طومارها
❋