دفتر ۱ · 20 beyts
بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:2823 آن سبوی آب را در پیش داشت تخم خدمت رادر آن حضرت بکاشت
- M1:2824 گفت این هدیه بدان سلطان برید سایل شه را ز حاجت وا خرید
- M1:2825 آب شیرین و سبوی سبز و نَوْ ز آب بارانی که جمع آمد به گَوْ
- M1:2826 خنده میآمد نقیبان را از آن لیک پذرفتند آن را همچو جان
- M1:2827 زانک لطف شاه خوب با خبر کرده بود اندر همه ارکان اثر
- M1:2828 خوی شاهان در رعیت جا کند چرخ اخضر خاک را خضرا کند
- M1:2829 شه چو حوضی دان حشم چون لولهها آب از لوله روان در گولهها
- M1:2830 چونک آب جمله از حوضیست پاک هر یکی آبی دهد خوش ذوقناک
- M1:2831 ور در آن حوض آب شورست و پلید هر یکی لوله همان آرد پدید
- M1:2832 زانک پیوستست هر لوله به حوض خوض کن در معنی این حرف خوض
- M1:2833 لطف شاهنشاه جان بیوطن چون اثر کردست اندر کل تن
- M1:2834 لطف عقل خوشنهاد خوشنسب چون همه تن را در آرد در ادب
- M1:2835 عشق شنگ بیقرار بی سکون چون در آرد کل تن را در جنون
- M1:2836 لطف آب بحر کو چون کوثرست سنگریزهش جمله در و گوهرست
- M1:2837 هر هنر که استا بدان معروف شد جان شاگردان بدان موصوف شد
- M1:2838 پیش استاد اصولی هم اصول خواند آن شاگرد چست با حصول
- M1:2839 پیش استاد فقیه آن فقهخوان فقه خواند نه اصول اندر بیان
- M1:2840 پیش استادی که او نحوی بود جان شاگردش ازو نحوی شود
- M1:2841 باز استادی که او محو رهست جان شاگردش ازو محو شهست
- M1:2842 زین همه انواع دانش روز مرگ دانش فقرست ساز راه و برگ
❋