دفتر ۱ · 23 beyts
بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:55 شه چو عجز آن حکیمان را بدید پابرهنه جانب مسجد دوید
- M1:56 رفت در مسجد سوی محراب شد سجدهگاه از اشکِ شه پُر آب شد
- M1:57 چون به خویش آمد ز غَرقاب فنا خوش زبان بگشاد در مدح و دعا
- M1:58 کای کمینه بخشِشَت مُلک جهان من چه گویم چون تو میدانی نهان
- M1:59 ای همیشه حاجت ما را پناه بار دیگر ما غلط کردیم راه
- M1:60 لیک گفتی گرچه میدانم سِرَت زود هم پیدا کُنَش بر ظاهرت
- M1:61 چون برآورد از میانِ جان خروش اندر آمد بحرِ بخشایش به جوش
- M1:62 در میان گریه خوابش دَر رُبود دید در خواب او که پیری رو نمود
- M1:63 گفت ای شه مژده، حاجاتت رواست گر غریبی آیدت فردا، ز ماست
- M1:64 چونکه آید او حکیمی حاذقست صادقش دان کو امین و صادقست
- M1:65 در علاجَش سِحرِ مطلق را ببین در مزاجش قدرتِ حق را ببین
- M1:66 چون رسید آن وعدهگاه و روز شد آفتاب از شرق اخترسوز شد
- M1:67 بود اندر منظره شه مُنتظر تا ببیند آنچه بنمودند سِر
- M1:68 دید شخصی کاملی پُر مایهای آفتابی درمیانِ سایهای
- M1:69 میرسید از دور مانند هلال نیست بود و هست بر شکلِ خیال
- M1:70 نیستوش باشد خیال اندر روان تو جهانی بر خیالی بین روان
- M1:71 بر خیالی صلحشان و جنگشان وز خیالی فخرشان و ننگشان
- M1:72 آن خیالاتی که دام اولیاست عکسِ مهرویانِ بُستانِ خداست
- M1:73 آن خیالی که شه اندر خواب دید در رخ مهمان همی آمد پدید
- M1:74 شه به جای حاجبان فا پیش رفت پیش آن مهمانِ غیبِ خویش رفت
- M1:75 هر دو بحری آشنا آموخته هر دو جان بیدوختن بردوخته
- M1:76 گفت معشوقم تو بودستی نه آن لیک کار از کار خیزد در جهان
- M1:77 ای مرا تو مصطفی من چو عُمَر از برای خدمتت بندم کمر
❋