دفتر ۱ · 29 beyts
بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیهالسلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:1240 بوالبشر کو علم الاسما بگست صد هزاران علمش اندر هر رگست
- M1:1241 اسم هر چیزی چنان کان چیز هست تا به پایان جان او را داد دست
- M1:1242 هر لقب کو داد آن مبدل نشد آنک چستش خواند او کاهل نشد
- M1:1243 هر که اول مؤمن است اول بدید هر که آخر کافر او را شد پدید
- M1:1244 اسم هر چیزی تو از دانا شنو سر رمز علم الاسما شنو
- M1:1245 اسم هر چیزی بر ما ظاهرش اسم هر چیزی بر خالق سرش
- M1:1246 نزد موسی نام چوبش بد عصا نزد خالق بود نامش اژدها
- M1:1247 بد عمر را نام اینجا بتپرست لیک مؤمن بود نامش در الست
- M1:1248 آنک بد نزدیک ما نامش منی پیش حق این نقش بد که با منی
- M1:1249 صورتی بود این منی اندر عدم پیش حق موجود نه بیش و نه کم
- M1:1250 حاصل آن آمد حقیقت نام ما پیش حضرت کان بود انجام ما
- M1:1251 مرد را بر عاقبت نامی نهد نی بر آن کو عاریت نامی نهد
- M1:1252 چشم آدم چون به نور پاک دید جان و سرّ نامها گشتش پدید
- M1:1253 چون مَلَک انوار حق در وی بیافت در سجود افتاد و در خدمت شتافت
- M1:1254 مدح این آدم که نامش میبرم قاصرم گر تا قیامت بشمرم
- M1:1255 این همه دانست و چون آمد قضا دانش یک نهی شد بر وی خطا
- M1:1256 کای عجب نهی از پی تحریم بود یا به تاویلی بد و توهیم بود
- M1:1257 در دلش تاویل چون ترجیح یافت طبع در حیرت سوی گندم شتافت
- M1:1258 باغبان را خار چون در پای رفت دزد فرصت یافت کالا برد تفت
- M1:1259 چون ز حیرت رست، باز آمد به راه دید برده دزد رخت از کارگاه
- M1:1260 ربنا انا ظلمنا گفت و آه یعنی آمد ظلمت و گم گشت راه
- M1:1261 پس قضا ابری بوَد خورشیدپوش شیر و اژدرها شود زو همچو موش
- M1:1262 من اگر دامی نبینم گاه حکم من نه تنها جاهلم در راه حکم
- M1:1263 ای خنک آن کو نکوکاری گرفت زور را بگذاشت او، زاری گرفت
- M1:1264 گر قضا پوشد سیه همچون شبت هم قضا دستت بگیرد عاقبت
- M1:1265 گر قضا صد بار قصد جان کند هم قضا جانت دهد درمان کند
- M1:1266 این قضا صد بار اگر راهت زند بر فراز چرخ، خرگاهت زند
- M1:1267 از کرم دان این که میترساندت تا به مُلک ایمنی بنشاندت
- M1:1268 این سخن پایان ندارد گشت دیر گوش کن تو قصهٔ خرگوش و شیر
❋