دفتر ۲  ·  15 beyts

بخش ۴ - التماس کردن همراه عیسی علیه السلام زنده کردن استخوانها از عیسی علیه السلام

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M2:141 گشت با عیسی یکی ابله رفیق استخوانها دید در حفرهٔ عمیق
  2. M2:142 گفت ای همراه آن نام سنی که بدان مرده تو زنده می‌کنی
  3. M2:143 مر مرا آموز تا احسان کنم استخوانها را بدان با جان کنم
  4. M2:144 گفت خامش کن که آن کار تو نیست لایق انفاس و گفتار تو نیست
  5. M2:145 کان نَفَس خواهد ز باران پاک‌تر وز فرشته در روش دراک‌تر
  6. M2:146 عمرها بایست تا دم پاک شد تا امین مخزن افلاک شد
  7. M2:147 خود گرفتی این عصا در دست راست دست را دستان موسی از کجاست
  8. M2:148 گفت اگر من نیستم اسرارخوان هم تو بر خوان نام را بر استخوان
  9. M2:149 گفت عیسی یا رب این اسرار چیست میل این ابله درین بیگار چیست
  10. M2:150 چون غم خود نیست این بیمار را چون غم جان نیست این مردار را
  11. M2:151 مردهٔ خود را رها کردست او مردهٔ بیگانه را جوید رفو
  12. M2:152 گفت حق ادبار اگر ادبارجوست خار روییده جزای کشت اوست
  13. M2:153 آنک تخم خار کارد در جهان هان و هان او را مجو در گلستان
  14. M2:154 گر گلی گیرد به کف خاری شود ور سوی یاری رود ماری شود
  15. M2:155 کیمیای زهر و مارست آن شقی بر خلاف کیمیای متقی

↓ download .txt ↓ JSON